Scent of a woman
This is a story of two lives that are completely different from each other, one at the first part of way and the other at the last part of way, with different desires. They encounter with each other and try to touch each other's life and way of thinking, these two contradictory lives help them to be better, and it emphatically states the power of desire, passion and hopes. We can see how the colonel changes when he thought about his hopes and how he laughed when he enjoyed from that excitement; also, this film gives us the result of conscientious whose helped him to obtain this stage. Encountering these two different lives let us to know more about the effect of communication and the result of being patient, to reach happiness. two persons with two different points of view at first seems that there is no share point between them and their communication isn’t useful, but we see that it is not only attractive but also is helpful for their development, and their problems will solve in this way. In the last scene of film we observe their state of being experienced. We result that the young guy's conscientious gives him opportunity to develop in this way. Being powerful in difficulties and being patient against of disgracing statements, and hopes made colonel motivated in his life.
Narrative of Unfaithful film:
This film is something more than guilt and betrayal. It's just a choice between going and not going, between testing and not testing, experiencing and not experiencing, and as I think the most difficult part of her choice that seems so common for everyone was entering for the first time to that strange apartment, full of ambiguity. She just was curious to know and experience a new and unexpected feeling and experience, maybe to be a lover, but she engaged in dependence and commitment of that affair; although, it wasn’t her choice. She engaged in that situation by his attraction and power in attracting her, as we see in the film this relation goes step by step and made it harder to her to stop it and be separated from him.
I think the impression of this film on psyche is more than other impressions.
Her temptation in that age made her husband in an awful trouble and destroyed his trust to her after several years. as a whole we can say that her relation neither did her make happier, nor made her sadder maybe she experiences being a lover because her life was so calm and monotonous and without any excitement. as we see some symbols of a calm life at the first scene of film, wind, tree, sleepy dog.. but at the middle of film that storm and that accidental visit brought her life in a new way, encountering a handsome young guy brought her the feeling of youth and again attractiveness, and finally her life came back to that old way when she finished her affair with him.
|
روايت ديني در< سينماي دفاع مقدس> جلوه گاه معنويت و ايمان سعيده حاجي نژاد |
بازنمايي
از نظر ريچارد دايرمفهوم بازنمايي عبارتست ازنحوه ساختي كه رسانه هاي جمعي از جنبه هايي از واقعيت مثل افراد،مكانها،اشيا،اشخاص و هويتهاي فرهنگي و ديگر مفاهيم مجرد مي سازند.
تجلي و نمودار شدن بازنمايي ها ممكن است به صورت گفتاري نوشتاري يا تصاوير متحرك باشد .(داير1993،18 ) بنابر مفهوم بازنمايي عبارت است از نحوه نمودار شدن، تجلي يافتن و پديدار شدن يك واقعيت اجتماعي.
رسانه هاي جمعي يكي از ابزارهاي عمده بازنمايي جهان وانتقال آن به ما هستند و يكي از روشهاي اين بازنمايي استفاده از روايت است.
مفهوم روايت
تحليل روايي فيلم،جديدترين شاخه از تحقيقات نشانه شناختي است كه از بطن نوآوريهاي نقادانه اي كه در دهه 1970تعريف جديدي از توليد فيلم ارائه دادند،سر برآورده است.هر چند اصطلاحات و شيوه هاي تحقيقي خاص خود را پديد آورده است ولي آشكارا ريشه در جنبش هاي اصلي نشانه شناختي دوران ما دارد.
تحليل روايي همچون همه تحقيقات نشانه شناختي قصد دارد كه پوسته ي به ظاهر توجيه شده و طبيعي بين دال و جهان داستان را كنار بزند و نظام عميق تر تداعيها و روابط فرهنگي اي را آشكار سازد كه از خلال فرم روايي بيان مي شوند.عناصر قراردادي ساختار روايي شخصيتها و الگوبندي طرح و توطئه وصحنه بندي و نقطه ديد و زمان بندي در صورتي كه از پس منشور روش شناسي نشانه شناختي ديده شوند مي توانند به مثابه نظام هايي از نشانه هايي تلقي شوند كه منطبق بر رمزگان مختلف ساختار و سازمان يافته اند.(استم و ديگران.1379.ص 119)
روايتها در ساده ترين مفهوم داستانهايي هستند كه در زمان رخ مي دهند. روايت عبارت است از نقل دو يا چند رويداد (يا يك موقعيت و يك رويداد) كه به لحاظ منطقي به هم مرتبط اند . در زمان اتفاق مي افتند و از طريق يك مضمون ثابت به صورت يك كل تشكيل مي يابند.(استم و ديگران1379،119 )
تحليل روايي فيلم همچون همه تحقيقات نشانه شناختي قصد دارد كه پوسته به ظاهر توجيه شده و طبيعي بين دال و جهان داستان را كنار بزند و نظام عميق تر تداعيها و روابط فرهنگي راآشكار سازد كه از خلال فرم روايي بيان مي شوند . عناصر قراردادي ساختار روايت(شخصيت ها ، الگوبندي، طرح و توسعه صحنه بندي ، نقطه ديد و زمان بندي ) در صورتي كه از پس منشور روش شناختي نشانه شناختي ديده مي شوند مي توانند به مثابه نظام هايي ازنشانه هايي تلقي شوند كه منطبق بر رمزگان مختلف ساختار و سازمان يافته اند .
هريك ازنشانه ها پيام هايي كاملا> اختصاصي را منتقل مي كنند كه به شيوه هاي گوناگون با جهان و داستان در ارتباط اند . (استم و ديگران 1379)
اما عناصر كلي تشكيل دهنده روايت ها عبارتند از رويدادها شخصيت ها و زمان و مكان.
اين عناصر در يك ساختار منطقي قرار گرفته و داستاني خاص را مي سازند.ساختار اغلب روايتها شامل 3 مرحله مي باشد:1شروع مشكل 2شرح و بسط مشكل 3 حل مشكل
استفن هيث يكي از نظريه پردازان بنام سينما در اين باره مي گويد روايت پردازي عبارتست از صحنه حركت تعادل و رسيدن به تجانس و تساوي. او سپس مي افزايد كنش روايي عبارتست از مجموعه اي از عناصر كه با يكديگر پيوندي دگركون شونده دارند بدين شكل كه توالي آنها يعني حركت دگرگوني از چند عنصر به چند عنصر ديگر حالتي را ايجاد مي كند كه با حالت نخست تفاوت دارد(هيث،1998،ص 163)
لورل ريچاردسون معتقد است: <روايت هم يك شيوه استدلال و هم يك شيوه بازنمايي است.انسانها ميتوانند جهان را در قالب روايت درك كنند و ميتوانند در قالب روايت، درباره جهان بگويند.>(به نقل از آسابرگر ، 1380 ،ص 24)
روايتها و سادهترين مفهوم ، داستانهايي هستند كه در زمان رخ ميدهند. روايت عبارتست از <نقل> دو يا چند روايت ( يا يك موقعيت و يك رويداد ) كه به لحاظ منطقي به هم مرتبطند، در زمان اتفاق ميافتند و از طريق يك مضمون ثابت به صورت يك كل تشكل مييابند. (استم و ديگران، 1379 ،ص 119)
مختصري درباره سينماي جنگ
سينماي جنگ ، شناسه اي است براي گونه اي از سينما كه دغدغه اش معرفي و استمرارفرهنگ جبهه است.
آنچه كه امروز به عنوان سينماي جنگ مطرح است، پرداخت مستقيم و يا غيرمستقيم به حادثه دفاع مقدس است كه با شروع جنگ تحميلي شكل گرفت.
نخستين فيلم جنگي سينماي ايران، را جمشيد حيدري با نام <مرز> باهمكاري بخش خصوصي در سال1360ساخت.
روايت ديني فيلم هاي سينماي دفاع مقدس
آن چه به عنوان عنصر محوري در فيلم هاي سينماي دفاع مقدس به چشم مي خورد،حضور كليدي جنگ است اما بين روايت جنگ در ميان اين فيلم ها تفاوتهاي محسوسي وجود دارد، در برخي از اين فيلم ها ، جنگ به عنوان عاملي بيروني و در تعدادي دروني محسوب ميشود و در هر كدام سير متفاوتي از روايت آن را ميبينيم.
جنگ به عنوان عاملي بيروني اصلي ترين و بارزترين مورد در فيلم هاي جنگي است كه در آن شاهد جنگ و مقاومت رزمندگان ، مجروح شدنشان و شهادتشان در مقابل مهاجمان عراقي هستيم كه نمونه بارز آن را در تمامي فيلم هاي دفاع مقدس قابل مشاهده است. اما هميشه به اين ترتيب نيست و ما گاهي جنگ را به صورت عاملي دروني مي بينيم كه آنرا نيز مي توان به دو دسته درون گروهي و درون فردي تقسيم كرد.جنگ هاي دروني از نوع درون گروهي شامل تضادها و درگيريهاي لفظي و حتي فيزيكي رزمندگان با ساير رزمندگاني است كه در يك گروه قرار مي گيرند و گاهي اختلافات آن ها به ميان فرماندهان آن ها نيز راه مي يابد .نمونه اين نوع جنگ ها را در فيلم هايي از قبيل دوئل و اخراجي ها مي توان مشاهده كرد .علاوه بر مورد ذكر شده در برخي از فيلم ها خصوصا سال هاي اخير شاهد بازنمايي جنگ و در گيري از نوع ديگري هستيم كه كاملا به فرد مبارز ، رزمنده و درونيات او بر مي گردد. مسائلي از قبيل احساسات ، عواطف ، وابستگي ها ، تعلقات رزمنده و مبارز و تضاد آرمان ها و تئوري هاي آن ها در اجتماع هستيم. اين درگيري هاي دروني نيز خود قابل تقسيم به درگيري هاي احساسي و عاطفي و ايدئولوژيكي است.درگيري هاي عاطفي و احساسي شامل درگيري شخص نسبت به جنس مخالف ، همسر ، فرزند و حتي خانواده اش است كه دراين ميان دلتنگي ها و دوري ها سخت هاي زيادي را براي او به ارمغان مي آورد ، اما گاهي شاهد درگيري فرد با عقايد ، آرمانها ، خواسته ها ،تضاد آنها و محقق نشدنشان در جامعه هستيم كه به شكل هاي مختلفي مثل اعتراض ، فرياد ، جنجال ، پريشاني ، گفتگوي بي پرده با پروردگار و...بروز مي كند كه نمونه آن ها را در فيلم هاي از قبيل آژانس شيشه اي ،دوئل ،به نام پدر و ميم مثل مادرمي بينيم.
علاوه بر روايت جنگ در اين فيلم ها روايت و بازنمايي ديني نيز حائز اهميت بسزايي است و توجه به آن بي فايده نيست.بنا به عقيده دوركيم نسبت به دين ، دين از ديد دوركيم كليتي از اعتقادات و مناسك است كه با امور مقدس سروكار دارد. هرگاه اعضاي يك جامعه با تكيه بر امر قدسي به شيوهاي مشابه فكر و عمل كنند به ديني مشترك اعتقاد دارند و عضو يك دستگاه ديني (كليساي) مشترك هستند. دوركيم مينويسد: >بنابراين دين، نظامي دائمي از باورها و مناسك مرتبط با امر قدسي، يعني مستقل از امور مادي و غيرقدسي است. اين باورها و اعمال، همه كساني را كه پيرو آنها هستند در يك اجتماع اخلاقي واحد بنام كليسا متحد ميكند<.(دوركيم ،1383)
دوركيم پس از مروز چندين تعريف و پيدا كردن نواقص آنها،تعريف خود را پيشنهاد ميكند. همه اديان شناخته شده اعم از ابتدايي و تاريخي در يك چيز مشتركند، و آن تقسيم جهان به دو بخش قدسي و غيرقدسي است.
مساله قابل توجه اين است كه دوركيم محقق شدن دين را در اجتماع ، در ميان جمع و مناسكي و متكي به محيط و مكان مشترك مي بيند.حال اگر بخواهيم با توجه به ديد دوركيم به تحليل فيلم هاي مورد نظر بپردازيم به حركت و سيرفردي شده دين ،مستقل از اجتماع و محيط مشترك ،مناسك و...ميرسيم كه با بازنمايي سالهاي گذشته آن بسي متفاوت است و از تحليل آنها مي توان به اين نتيجه رسيد كه فيلم ها از دهه 70 تا به امروز از لحاظ روايت ديني بر مبناي ديد دوركيم در يك طيف قرار مي گيرند كه يك سر آن دين كاملا مناسكي مبتني بر اعمال ديني در ميان جمع ،قرار مي گيرد و در سر ديگر آن دين كاملا فردي شده مبتني بر درونيات و اعتقاداتي است كه در فرد شكل گرفته و در آن ها شاهد بازنمايي عناصر ديني فيزيكي از قبيل مسجد، كليسا ،قرآن،كتاب مقدس ،تسبيح و سجاده و... نيستيم و تنها عاملي كه ما را به ياد قيد و بند و تعلقات فرد به دين مي اندازد حضور همه جانبه دين در اعمالش است يعني همان دين عملي كه بازنمايي آن در فيلم ها دشوارتر و از طرفي موردپذيرش تر است و موجب جذب بيشتر مخاطب مي شود علاوه بر اين در ميانه طيف نيز فيلم هايي قرار دارند كه تلفيقي از دين مناسكي ، باوري و فردي هستند و ما تركيبي از باورها و اعمال ديني را در فرد مشاهده مي كنيم.
تحليل فيلم ها
براي تحليل دقيق تر روايت دين در سينماي دفاع مقدس نگاهي كلي به چند فيلم كه در حوزه دفاع مقدس ساخته شده مي اندازيم.
در < فيلم ميم مثل مادر> اشاره مستقيمي به اعمال و مناسك مذهبي به صورت دسته جمعي نشده است، در هيچ جاي فيلم اين عناصر به صورت مستقيم ارئه نشده است...نجار ارمني فيلم در محل كار و زندگي اش فضايي روحاني با نمادهايي از دين خودش ايجاد كرده و به تنهايي به راز و نياز و ذكر گويي مشغول است.نمادهاي از مجسمه حضرت مريم و شمع هايي كه در محيط كليسا به چشم مي خورد،علاوه بر اين مي توان نقطه اشتراكي بين مادر در فيلم ذكر شده و ميمي كه در آخر با عنوان ميم مثل مريم و ميم مثل مادر ارائه مي شود با جلوه گري تقدسات ديني مرد ارمني يافت،در اين فيلم از ديد اسلامي نيز به طرز زيبايي اعمال و مناسك را به تصوير كشيده،جايي كه مادر در اوج تنهايي و بي پناهي با آرامش بروي سجاده زانو زده و جايي كه در اوج نا اميدي خدا را با صداي بلند فرياد مي زند،جايي كه هيچ فرياد رسي نيست از او كمك مي جويد،در بخش ديگر بعد از فوت مادربزرگ ما تنها نواي زيبا و ملكوتي از قرآن را مي شنويم وملاقلي پور با بكارگرفتن كمتر رنگ و تصوير اين نما را اثرگذارتر مي كند..جايي كه آيه مباركه>فباي آلاء ربكما تكذبان>با صدايي آرام و كودكانه تلاوت مي شود درجاي ديگر وقتي مادربزرگ به زيبايي از دنياي ديگر و ادامه حيات مي گويد، به ريشه هاي مذهبي اين خانواده پي مي بريم ،در پايان فيلم مادر را در كنار كودكش در دشتي پر از لاله هاي وحشي مي بينيم كه تداعي گر بهشت است....
فيلم بصورتي كاملا زيركانه و غير مستقيم و در عين حال بسيار پذيرفتي باورها و اعتقادات مذهبي را متذكر شده و البته كاري بي نظير در زمينه قدرداني و توجه به اقليتها نيز در دوره دفاع مقدس انجام داده است كه در كمتر فيلمي در اين ژانر به آن توجه شده است.
در فيلم <از كرخه تا راين> تقريبا حركتي معكوس را مي بينيم كه سعيد قادر به مناجات با خدا در تنهايي نيست و به آغوش جمع و اجتماع كليسا مي رود و به گونه اي اين فضا را مامني براي دل تنگ و پر آه خود مي يابد و نقش فضا و محيط جمعي مقدس پر اهميت تر جلوه مي كند.گويي كه شكل گيري خلوت با خدا و رسيدن به حال معنوي بايد در چنين فضايي باشد.سعيد بي پرده حرف دلش را با خدا در محيطي بازبيان ميكند و پس از تخليه رواني براي آرامش گرفتن به كليسايي مي رود و در كنج آن در يك محيط جمعي با زبان خود به راز و نياز مشغول مي شود.
و از طرفي در فيلم <اخراجيها> كساني را به نقد مي كشد كه در گير اعمال و مناسكند و در عين حال اصل را فراموش كرده اند ويا به گونه اي حقيقت نامناسب خود را پشت نقابي از نمازها و سجاده ها پنهان كرده اند. در اين فيلم اصل و روح قضيه خود سازي و پرورش دروني مطرح شده است و در كنار آن مناسك و اعمال تكميل كننده اند،انجام اعمال ديني به تنهايي ما را به ياد افرادي متظاهر ومنفعت جو مي اندازد.
فيلم <روز سوم < نمونه ديگري است كه در آن دين افراد بر مبناي پاي بندي شان به اصول و قواعد اخلاقي سنجيده مي شود و جز موارد اندكي كه شاهد حضور قرآني كوچك در جيب رزمندگان هستيم ، حلاليت طلبيدن آن ها عمل ديني مشترك ديگري به وضوح به چشم نمي خورد اما تعلق خاطر افراد به گروه ، ناموس و خاكشان بيش ازهر چيز به متعهد بودن آنان اشاره دارد .از سويي ما در فيلم با چند نوع عشق سرو كار داريم 1عشقي كه ميان جوانان فيلم وجود دارد و 2عشقي كه به خاك و سرزمين در ميان افراد وجود دارد و در بخش پاياني فيلم شاهد قرباني شدن عشق فردي براي تداوم بقاي خاك و سرزمين هستيم.
فيلم <شيدا> نمونه قابل توجه ديگري است كه در آن علاوه بر روايت تاثيرگذار وقايع جنگي ،ايثارگري ها و تعهدات به اعمال و مناسك ديني نيز مورد توجه واقع شده است. بخش بسيار تاثير گذار فيلم زمان تلاوت آيات قرآن است و با وجود بازنمايي عشق زميني ميان پرستار و رزمنده با تلفيق آيات و رد و بدل شدن قرآن در ميان آنها رنگ و بويي روحاني و مقدس به آن بخشيده است. رزمنده اي كه بعد از مدتها دوباره براي يافتن آثاري از محبوبش به سرزمين هاي جنگي باز مي گردد . در حقيقت مي توان گفت تعهدات فردي و تعهدات سرزميني و وطن دوستانه در يك راستا و در تقابل مشترك با يكديگر قرار گرفته اند.
فيلم <متولد ماه مهر> فيلم ديگري است كه در آن مضمون عشق با دفاع مقدس و جنگ تلفيق شده است و باز با توجه به اينكه اعمال و تعليمات ديني به صورت مستقيم در آن به چشم نمي خورد ، ما همواره نظاره گر تقدس ، پاي بندي ، تعهد و ترس از گناه هستيم ، علاوه بر اين در فيلم با نمايش فرد متظاهر و منفعت جويي كه براي حفظ موقعيت خود تنها به ظواهر ديني توجه ، چنين افرادي را به نقد مي كشد. تضاد بين سنت ها و قيد وبند هاي خانوادگي با باورها و تعلقات جوانان از جمله عناصري است كه بر جذابيت فيلم مذكور مي افزايد.
فيلم <دوئل> يكي ديگر از فيلم هايي است كه تعهد ، قيد و بند به خاك و مقدسات و عشق از جمله محوري ترين مضامين آن هستند.طبق تقسيم بندي ارائه شده اين فيلم در قالب بازنمايي جنگ از هر سه نوع قرار مي گيرد . فيلم مذكور روايت گر كامل جنگ ها و درگيري هاست.1 جنگ بيروني كه ميان رزمندگان با مهاجمان عراقي براي دفاع از آب و خاك است.2 نمونه ديگري از جنگ يعني جنگ دروني كه ميان رزمندگان و نيروهاي خودي است ( تفاوتها و درگيري هاي لفظي و فيزيكي ميان آنها) و3 جنگ دروني ديگري كه كاملا درون فردي است و فرد با تعلقات ، باورها و دلبستگي هاي دروني و احساسي اش مي جنگد ، علاوه بر موارد ذكر شده در اين فيلم مي توان به اعتراض قوم و قبيله به شخص مبارز و دشمني هاي سنتي مردم با او نيز اشاره كرد كه روايت كاملا متفاوتي از ساير فيلم ها دارد.
فيلم <مزرعه پدري> را مي توان جزو آن دسته از فيلم هايي به شمار آورد كه در ان درگيري درون فردي فرد مبارز پر رنگ تر از درگيري بيروني يا جنگ است و شخص مبارز مدام با عواطف احساسات و تعلقاتش نسبت به همسر و خانواده اش مواجه است و شايد بتوان اين فيلم را در زمره متفاوتي از ساير فيلم هاي دفاع مقدس به شمار آورد، در اين فيلم مثل بسياري از فيلم هاي حاتمي كيا به نمادپردازي و عناصر توجه زيادي شده است و اين استفاده ابزاري بر جنبه احساسي و عاطفي فيلم افزوده است.
فيلم <آژانس شيشه اي> يكي از فيلم هاي زمره اعتراضي پس از جنگ محسوب مي شود كه با زيبايي وصف ناشدني با برشي كه توسط يك آژانس به جامعه مي زند، اقشار متفاوتي از جامعه را در كنار يكديگر قرار مي دهد و در موضع مقابل با آن ها روبرو مي شود.
ديدگاهي انتقادي كه با انتخاب لوكيشن محدود آژانس به عنوان برشي از اجتماع، نمايندگان طبقات مختلف و طرح مواضع آنها و در نهايت قرار دادن ديدگاه نظامي امروز در مقابل تفكر خودجوش بسيجي قديم به نوعي قهرمان تنهاي خود را در اقليت به مقابله با يك اكثريت فرامي خواند.حاج كاظم <آژانس ...> را بايد قهرمان نمونه وار از دوران پس از جنگ قلمداد كرد كه هنوز پايبند آرمان هاي رسوب كرده درون خود است. قهرماني كه مناسبات جامعه پس از جنگ را برنمي تابد و وقتي همراهي پيدا نمي كند به تنهايي سر به اعتراض برمي دارد.
حاتمي كيا در اين فيلم و برخي ديگر از آثارش توجه خاصي به تلفيق رئاليسم و نمادپردازي نشان داده و <موج مرده>، <روبان قرمز>، <ارتفاع پست>، <به نام پدر> و ... با شدت و ضعف حاصل اين رويكرد از سوي وي هستند. اما در اين ميان بايد <آژانس شيشهاي> را متعادلترين اثر او در اين تلفيق محسوب كرد. او در اين فيلم تلاش كرده در عين نمادپردازي و بسط دادن مضامين پرداخته شده، نشاني هاي مستقيم به جهان رئال و مناسبات زمان حال بدهد.به اين ترتيب علاوه بر اينكه فيلم به عنوان بيانيه اي سياسي انساني در مقطع خاصي از ايران تلقي مي شود پس از گذشت 10 سال از زمان ساخت آن مي توان ادعا كرد اثري تاريخ مصرف دار نيست و در هر برهه مي توان از ديدنش لذت برد و تحت تأثيرش قرار گرفت و در عين حال موضوعي ملموس از جنس زمان را در آن بازشناسايي كرد.شايد اين وجه بيشتر به وجه بازنمايي و موازنه قدرت در هسته اصلي فيلم بازگردد. حاج كاظم وارد بازي ناخواسته اي مي شود كه به موازنه اي نابرابر مي ماند و حتي وقتي عباس به او مي پيوندد همچنان اقليت كوچك آنها كه به زور اسلحه به پاخاسته در مقابل جمعيتي كه گروگان آنها شده اند، غريب مي نمايد.هنگامي كه يك بسيجي به اقليت حاج كاظم و عباس اضافه مي شود در مقابل مأمور نيروي انتظامي و باقي مأموران به جمع اكثريت مي پيوندند و نهايتاً به نابرابري اين موازنه قدرت و در واقع ناكامي اين بازي ناخواسته مي انجامد. تنهايي حاج كاظم و عباس در هواپيما در حالي كه در وضعيتي نامتعادل بر فراز آسمان در پرواز هستند و مرگ عباس، پاياني است محتوم بر بيهودگي همه آنچه پرداخته شده و يك كات به هر آنچه فيلم در روند نابرابر خود قصد به نتيجه رساندن آن را داشته است.روند نابرابر يا همان موازنه قدرت در فيلم <آژانس شيشه اي> بيشتر از اين جهت اهميت پيدا مي كند كه موقعيت حاج كاظم در برابر اكثريت به گونه اي طراحي شده كه همذات پنداري مخاطب را با وجود در دست بودن نماد قدرت (اسلحه) به سوي خود جلب مي كند و اين پرداخت هنرمندانه بيش از هر چيز از نگاه فيلمساز در همان برهه زماني وارد فيلم شده است.
حاتمي كيا در مستندي كه درباره پشت صحنه اين فيلم ساخته شده عنوان كرد كه حاج كاظم بيش از هر چيز برآمده از موقعيت خود او در آن زمان است. پسزدگي از سوي مردم و اجتماعي كه زماني براي حفظ آنها از همه چيز خود گذشته و شكافي كه حاصل اين حضور نداشتن است. فيلمساز تلاش كرده در فيلم اين وجه از شكاف بين آدم هاي زمان جنگ و ديگران را به حريم داخل خانه هم تسري دهد و با فاصله اي كه بين حاج كاظم و پسر نوجوان او ايجاد مي كند، به نوعي عمق نمادين عوارض و تبعات جنگ را به خانه و خانواده بكشاند.
هيچ كجا امن نيست و قهرماني كه حتي در خانه نه با كلام بلكه با نگاه سرزنش مي شود، مگر جز به زور اسلحه مي تواند گوش شنوايي براي شنيدن واگويه هايش پيدا كند؟ اينجاست كه فاطمه مفهوم امنيت و آرامش و تنها پناهگاه را پيدا مي كند و چفيه اي كه مي فرستد حاج كاظم را به درستي رويكردي كه در پيش گرفته مطمئن مي كند .(خبرگزاري مهر)
منابع فارسي
استم ، رابرت، رابرت بورگواين و سندي فيلترمن (1379) ،روايت شناسي فيلم ، فتاح محمدي ، فصلنامه فارابي، ويژهنامه روايت و ضدروايت.
آسابرگر ، آرتور (1379) ، روشهاي تحليل رسانهها ، پرويز اجلالي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانهها.
دوركيم، اميل (1383) ،صور بنياني حيات اجتماعي، ترجمه باقر پرهام،تهران، نشر مركز
خبرگزاري مهر
|
بازنمايي زن درسه فيلم كارنامه بهرام بيضايي زن؛ تقابل سنت و مدرنيته سعيده حاجي نژاد |
اين مقاله به تحليل روايي سه فيلم از آثار سينمايي بهرام بيضايي به نامهاي شايد وقتي ديگر، مسافران و سگ كشي كه در فاصله زماني 66 تا 79 ساخته شدهاند، ميپردازد هدف اصلي مقاله پاسخ بهاين سوالها است: اول اينكه زن در آثار سينمايي بهرام بيضايي به عنوان يكي از مطرح ترين كارگردانان مرد در سينماي ايران چگونه بازنمايي شده است و سپس مرد بودن او بر نوع نگاه او به زنان و مسائل آنها اثر گذار است يا خير؟
با مروري بر ادبيات تحقيق بهاين نتيجه ميرسيم كه اغلب فعاليتها در حوزه سينماي ايران بر محور نگاهي هنري و زيبايي شناختي، يا به عبارتي نقد درون نگرسينما است و فعاليت اختصاصي در حوزه سينما درارتباط با بازنمايي زنان در آثار يك فيلمساز مرد در خصوص زنان و مسائل آنها به چشم نميخورد. به همين منظور آثار سينمايي اين كارگردان برجسته براي اين تحليل انتخاب و بررسي شد.
مفاهيمكليدي
دراين مقاله سعي شده است جايگاه و تصوير زن در آثار سينمايي بهرام بيضايي يكي از مطرحترين كارگردانان مرد در سينماي ايران بررسي شود. به عبارتي ما به دنبالاين پاسخ هستيم كه اين كارگردان زنان را در آثارش به چه صورتي بازنمايي كرده و چه ويژگيهايي را به آنان نسبت داده است.
يكي ديگر از ابعاداين تحقيق كه حاوي اهميت بسيار است و ميتواند افق جديدي در فعاليت مربوط به زنان در رسانهها باشد. بررسي نقش جنسيت فيلمساز و كارگردان در بازنمايي زنان و مسائل آنها ميباشد. اينكه جنسيت فيلمساز (زن يا مرد بودن) تا چه حد بر نوع نگاه كارگردان بر زنان تاثيرگذار است، آيا فيلمسازان و كارگردانان مرد به گونهاي متفاوت از كارگردانان زن به زنان و مشكلات آنها نگاه ميكنند .
برخي نظريپردازان معتقدند كه رسانههاي جمعي و از جمله سينما به طوركلي زنان را به عنوان ابژه يا وجودي ابزاري و حاشيهاي بازنمايي ميكنند، به گونهاي كهاين بازنمايي ربطي به واقعيت و زندگي پيچيده آنها ندارد. به طوركلي مردان در رسانهها با مناصب بالا و به عنوان موجوداتي عاقل، نيرومند ،كارا و مرجع قدرت تلقي ميشوند و زنان احساساتي ، وابسته، ضعيف و منفعل.
به گفته تاچمن تلويزيون به طور نمادين زنان را ناديده گرفته و به حاشيه مي راند و با نشان دادن اكثريت مردان در همه انواع برنامههاي تلويزيوني در واقع به جامعه ميگويد كه زنان آنقدرها هم مهم نيستند. تلويزيون نه تنها به ما ميگويد كه زنان جز در مقام كدبانو و مادر چندان سرشان به تنشان نميارزد، بلكه با به تصوير كشيدن زنان به عنوان افرادي بي كفايت و فرودست كه هميشه دست بسته در خدمت مردان هستند، آنها را به طور نمادين خوار و خفيف ميكند.>
( به نقل از ون زوئن، 2001 ، ص 16).
1 بازنمايي: مفهوم بازنمايي در رسانهها از نظر ريچارد داير عبارتست از: <نحوه ساختي كه رسانههاي جمعي از جنبههايي از واقعيت مثل افراد، مكانها، اشيا، اشخاص ، هويتهاي فرهنگي و ديگر مفاهيم مجرد ميسازند. تجلي و نمودار شدن بازنماييها ممكن است به صورت گفتاري ، نوشتاري يا تصاوير متحرك باشد.> (داير ، 1993 ، ص 18)
<بنابراين مفهوم بازنمايي در اين تحقيق عبارتست از نحوه نمودار شدن ، تجلي يافتن و پديدار شدن يك واقعيت اجتماعي كه دراين تحقيق زنان به عنوان واقعيت اجتماعي در نظر گرفته شدهاند>. (صديقي خويدكي، 1384 ، ص12)
2جنسيت: <قبل از تعريف مفهوم جنسيت ميبايست مفهوم جنس را نيز تعريف نماييم تا معناي واژه جنسيت آشكاتر گردد. بين جنس و جنسيت تفاوت معناداريست كه منشاء آن را بايد در فرهنگ جستجو كرد.>
<جنس> به تفاوتهاي بيولوژيكي زن و مرد اشاره دارد و جنسيت ويژگيهاي شخصي و رواني است كه جامعه آن را تعيين ميكند و با مرد بودن يا زن بودن يا به اصطلاح < زنانگي> و <مردانگي> همراه است>. (گرت، 1380،ص 9 )
زنانگي اصطلاحي براي توصيف مونث بودن است كه در جامعه ساخته و پرداخته ميشود و به زنان نسبت داده ميشود. مثلا زنانگي با ويژگيهايي چون عطوفت ، مهرباني ، سازگاري ، احساساتي و وابسته و با نقشهاي چون مادر ، همسر ، پرستار و... عجين است ، اما مردانگي عكساين حالت است و ويژگيهايي چون منطق، عقلانيت و نقشهايي چون رئيس ، پزشك، وكيل و... براي مردان مناسب در نظر گرفته ميشود.
بنابراين در اين تحقيق و با تعريفي كه از اين مفاهيم در دست داريم به دنبالاين مطلب هستيم كه زنان چگونه در آثار اين كارگردان تجلي يافته و تصوير شدهاند و از طرفي تجربهها ، آگاهيها و ويژگيهاي شخصيتي كه زنان در جامعه كسب ميكند تا چه حد در نحوه اين بازنمايي تاثير دارد كه اين امر را در فصل مربوط به تحليل فيلمهاي اين كارگردان بررسي ميكنيم.
پيشينه تجربي
تحقيقاتي كه عمدتا در باب سينما صورت گرفته است، بيشتر به بررسي ابعاد فني ، زيبايي شناختي و بصري فيلمها توجه داشته اند و به عبارت ديگر از روش نقد درون نگر فيلم بهره جسته اند. يعني به بررسي تكنيكهاي فيلم برداري ، نورپردازي ، صدا و تصوير ، تدوين و ... پرداخته اند واين بدين خاطر است كه در ايران مطالعات سينمايي در حوزه جامعه شناختي جايگاهي ندارد و بيشتر با فيلم و سينما به عنوان پديدهاي هنري و زيبايي شناختي برخورد ميكنند. دراين زمينه بعد از تحقيقات متعدد مشخص شد كه تحقيقي تحت عنوان <بازنمايي زن در سينماي ايران> اندك بوده و مخصوصاً تحقيقي كه به بازنمايي زن در آثار يك كارگردان مرد پرداخته باشد انجام نشده است، اما تحقيقاتي راجع به جامعه شناسي سينماي ايران صورت گرفته است.(صديقي خويدكي،1384)
مفهوم روايت
تحليل روايي فيلم ، جديدترين شاخه از تحقيقات نشانه شناسي است كه از بطن نوآوريهاي نقادانهاي كه در دهه 1970 تعريف جديدي از نظريه فيلم ارائه دادهاند، سر برآورده است. هر چند اصطلاحات و شيوههاي تحقيقي خاص خود را پديد آورده است ولي آشكارا ريشه در جنبشهاي اصلي نشانه شناختي دوران ما دارد. <تحليل روايي همچون همه تحقيقات نشانه شناختي قصد دارد كه پوسته به ظاهر توجيه شده و طبيعي بين دال و جهان داستان را كنار بزند و نظام عميقتر تداعيها و روابط فرهنگياي را آشكار كند كه از خلال فرم روايي بيان ميشوند. عناصر قراردادي ساختار روايي (شخصيتها) الگوبندي طرح و توطئه، صحنهبندي، نقطه سير و زمانبندي، در صورتي كه از پس منشور روش شناسي نشانه شناختي ديده ميشود، ميتوانند به مثابه نظامهايي از نشانههايي تلقي شوند كه منطبق بر رمزگان مختلف، ساتار و سازمان يافتهاند. هريك از نشانهها پيامهايي كاملاً اختصاصي را منتقل ميكنند كه به شيوههاي گوناگون با جهان داستان در ارتباطند.> (استم و ديگران ، 1379 ، ص 119 )
رسانههاي جمعي و از جمله رسانه سينما يكي از ابزارهاي عمده بازنمايي جهان و انتقال آن به ما هستند ، يكي از روشهاياين بازنمايي استفاده از روايت است.
<لورل ريچاردسون> معتقد است: <روايت هم يك شيوه استدلال و هم يك شيوه بازنمايي است.انسانها ميتوانند جهان را در قالب روايت درك كنند و ميتوانند در قالب روايت، درباره جهان بگويند.> (به نقل از آسابرگر ، 1380 ،ص 24)
روايتها و سادهترين مفهوم ، داستانهايي هستند كه در زمان رخ ميدهند. روايت عبارتست از <نقل> دو يا چند روايت ( يا يك موقعيت و يك رويداد ) كه به لحاظ منطقي به هم مرتبطند، در زمان اتفاق ميافتند و از طريق يك مضمون ثابت به صورت يك كل تشكل مييابند.> (استم و ديگران، 1379 ،ص 119)
تحليل فيلمها
شايد وقتي ديگر: خلاصه داستان: مدبر، گوينده گفتار متن فيلمهاي تلويزيوني، روي صفحه موويلا در نمايي از يك فيلم مستند همسرش، كيان، را در اتومبيل مرد ناشناسي ميبيند. از طريق دوستانش مرد غريبه، آقاي حق نگر را كه عتيقه فروش است مييابد. در ملاقات با حق نگر پي ميبرد ويدا، زني كه در فيلم ديده، خواهر دوقولوي كيان و همسر حق نگر است. مدبر كه به كمك دوستانش در تلويزيون و به بهانه تهيه فيلمي درباره آثار عتيقه به خانه حق نگر راه يافتهند، از كيان نيز ميخواهند كه به جمع آنها ملحق شود. كيان پس از ديدار با ويدا در مييابد كه پدرشان در كودكي فوت كرده و مادر به دليل تنگدستي كيان را سر راه گذاشته و او را زن و مردي بزرگ كردهاند. كيان پس از بيرون آمدن از خانه حق نگر احساس ميكند كه خود را بازيافته است.
در فيلم شايد وقتي ديگر با عناصري ازقبيل: كابوس، ناامني، هويت، آشفتگي، فقر، حساسيت مردانه، تعقيب و گريز، عشق مادرانه، سگ، پرورشگاه، بيماري و... مواجهايم .
زنان بازنمايي شده در فيلم اشكال متفاوتي دارند كه اصليترين آنها زني است كه به دليل بحران هويت دچار مشكل رواني شديدي است واين مساله و افكار مغشوش دروني او مانع ازاين ميشود كه زندگي خوب و متعادلي داشته باشد واين مساله به خوبي نوعي حمايت را نسبت به زنان و توجه به مسائل آنها براي داشتن خانواده و جامعهاي امن و سالم نشان ميدهد چراكه دغدغههاي دروني زنان مانع از داشتن زندگياي با شرايطي ايدهآل و مساعد ميشود و تمام ابعاد زندگييشان را تحت پوشش قرار ميدهد.
اما در واقع زن با وجود اصرارها و حتي تهمتهاي همسرش سكوت ميكند و نوعي پيچيدگي را در وجود او ميبينيم سكوت و پيچيدگي كه تا پايان فيلم مخاطب را همراهي ميكند و تنها در بخش پاياني فيلم است كه ما به، درستي، صداقت و پاكي زن پي ميبريم. در حقيقت ترس از بيان حقيقت، موجب سكوت و نهايتا پيچيدگي او شده است و اين نگراني و ترس نه ويژگي ذاتي او بلكه ناشي از فهم واقعيت توسط مرد و طرد شدن از جانب اوست. همه اين حالات از علاقه و احساسات قلبي او به همسرش ناشي ميشود و بحران هويت او به دليل گذشتهاي است كه خود آنرا جستجو ميكند و نسبت به حقيقت آن بي اطلاع است.
علاوه بر كيان، ما شاهد بخشي از گذشته سخت مادر او هستيم كه بعد از فوت همسر و به دليل شرايط سخت و اوضاع مالي نامناسب، برخلاف ميل باطني اش مجبور به قرار دادن يكي از كودكان دوقلويش مقابل درب خانهاي ثروتمند ميشود كه شايد آيندهاي مطلوب در انتظارش باشد اما در همين اثنا گدايي به سمت نوزاد ميآيد و براي ربودن او تلاش ميكند اما مادر كه از دور نظاره گراين جريان است به سمت گداي ورش ميبرد و با سختي و با دادن تنها النگويش مرد گدا را راضي ميكند كه دست از سر كودكش بردارد، در ادامه سگي به كودك حمله ميكند و دراين نقطه فيلم دليل ترس زن از سگ مشخص ميشود و سپس مادر را پريشان حال ميبينيم كه به سگي كه به سراغ نوزادش رفته حمله ميبرد تا نجاتش دهد. در نهايت كالسكهاي به سراغ كودك ميآيد و زن و مردي او را به همراه خودشان ميبرند و مادر بيتابانه با حالتي آشفته و مضطرب به دنبال كالسكه ميدود تا جايي كه به كالسكه ميرسد اما او تمامي طول مسير را به حالتي شكنجه وار به روي زمين كشيده ميشود، اما در پايان به جاي منزلي ثروتمند با دارالايتامي مواجه ميشود كه نوزادش توسط آن خانواده ثروتمند سپرده ميشود. اين بيتابي و آشفتگي در دوقلوهاي مادر كه در فيلم زناني بزرگسال هستند نيز به چشم ميخورد .
در پايان مساله هويت زن در اين فيلم را ميتوان اصليترين توجيه براي دفدغهها، نا امنيها و پريشان حاليهاي او بشمار آورد و ميبينيم كه پس از فهم واقعيت و حل شدن مساله اش به انساني با شرايط طبيعي تبديل ميشود.
حمايت از زن با نشان دادن مساله هويت دراين فيلم به زيبايي به چشم ميخورد به طوري كه ميتوان گفت در جامعهاي كه زنانش دچار بحران و مساله هويتاند نميتوان انتظار داشت كه شرايط مثبت وايده آلي به چشم بخورد و نهايتاً اين امر موجب انتقال به كودكان و فرزندان آنها نيز ميشود و بااين تعريف ميتوان گفت زن و مساله هويت او اصليترين محوراين فيلم را تشكيل ميدهد.
مسافران:خلاصه داستان: خانهاي را براي عروسي آماده ميكنند. خبري ميرسد كه چند تن از بستگان عروس در حادثهاي كشته ميشوند. پس از مدتي در پذيرش خبر، سرانجام فاجعه تاييد ميشود.اين سوگواري برپا ميشود، بيانكه كسي به سرنوشت زوج جوان بينديشد...
از عناصر و نشانههاي فيلم ميتوان به:آينه، تلاقي مرگ و زندگي ،غم و شادي، ترديد و يقين ، خنده و گريه، سنت و مدرنيته و تضادهايي از اين قبيل اشاره كرد. فيلم با حركت آينه بروي افراد آغاز ميشود و در ادامه چهره سرد زني را ميبينيم كه رو به دوربين از آينده و مرگ خبر ميدهد. ماهرخ در حال آماده شدن براي جشن عروسي اش و در عين حال منتظر رسيدن خواهر بزرگ براي حضور در جشنش است. ماهرخ دختري پرشور و هيجان، مهربان، خانواده دوست، اميدوار، عاشق همسر و پايبند به سنتها و باورهاي خانوادگي است.
دراين فيلم ما با ماهرخي مواجهايم كه اميدوار، علاقه مند به زندگي، همسر و خانواده اش است و با اينكه در كودكي خانواده اش را از دست داده و با مادر بزرگ پيرش زندگي كرده همچنان روحيهاي كودكانه و شاد به همراه نگاهي رو بهاينده و پر اميد دارد. همچنين آثاري از روابط منسوخ شده مادرشوهر، خواهر شوهر و عروس در روابط او با زن برادر و حتي خانواده جديدش به چشم نميخورد.
در اين فيلم زنان ارزشمند ديگري نيز به چشم ميخورند كه در ابتداي آنها ميتوان به خانم بزرگ اشاره كرد كه با وجود بر پا شدن مجلس عزاي دختر بزرگ و خانوادهاش همچنان اميدوار و منتظر رسيدن آنهاست و غمي به اين بزرگي او را از پاي در نميآورد. زني كه تا به اينجا نيز تسليم شرايط موجود نميشود و با در خواست خود به ماهرخ مبني بر پوشيدن لباس عروسي در مجلس ختم منتهاي مبارزه و عدم پذيرش شرايط را به نمايش ميگذارد. زني كه اگرچه پايبند به سنتهاست اما نگاهي بسته و سنتي ندارد و همچنان انتظار رسيدن عزيزانش را ميكشد.
علاوه بر خانم بزرگ ما مستان را ميبينيم كه زن محكم ديگري است .او ناظر بر شرايط و اوضاع اقتصادي منزل است و مرتباً در شرايط سخت و طاقت فرسا به همسرش روحيه ميدهد و او را نسبت به آيندهاي بهتر اميدوار ميكند اصليترين ويژگي مستان صبر و حوصله ، عشق به همسر، انعطاف و كنترل امور است.
همچنين ميتوان به حضور همدم نيز دراين فيلم توجه كرد او زني ديگر است كه به دليل نداشتن پسر مورد مواخذه و سرزنش همسر نادانش است و او تا به اين حد فداكار و عاشق است كه حاضر ميشود براي جلب رضايت همسرش با وجود احتمال 50% مرگ باردار شدن را بپذيرد، زن خوش قلبي كه به راحتي از چهرهاش نميتوان پي به روحيه لطيف او برد.
چرخشهاي فيلم از شادي به غم، از ترديد به پذيرش و از كابوس به تسليم و از مرگ به اميد را ميتوان با تمام وجود احساس كرد، فيلم مسافران فيلم مردگان نيست، فيلم مسافران زنده است در جادهاي كه معنيش جدايي نيست. جالب توجهاينكه جماعت مردان در مجلس ختم اولين گروهي هستند كه بصورتي مخفيانه جملاتي مبني بر جنون خانم بزرگ بيان ميكنند و تعداداين مردان در مقايسه با زناني كه چنين زمزمههايي دارند بسيار بيشتر و قابل توجهتر است. درحقيقت با اين سكانس ميتوان نتيجه گرفت بسياري از خصايصي كه به زنان اطلاق ميشود دقيقاً صحت ندارد و گاهي عكس آن در عالم واقع به چشم ميخورد.
سگ كشي: خلاصه داستان: يك بانوي نويسنده ايراني به نام گلرخ كمالي، كه سال گذشته شوهرش، ناصر معاصر را به حال قهر و به گمان رابطهاي ميان او و منشي شركتش ترك كرده بود، با پايان جنگ به تهران برميگردد و شوهرش را ميبيند كه ورشكست شده و در حال رفتن به زندان است. گلرخ متوجه ميشود كه شريك شوهرش با صحنه سازي، تماميسرمايه شركت را برداشته و به طور غيرقانوني از مرز خارج شده و شوهرش مانده با تمامي بدهيهاي شركت و فشارهاي طلبكاران. گلرخ كمالي وظيفه خود ميداند در جبران سوءظن بيجاي خود، حالا به نجات شوهرش بشتابد و با تلاش براي پرداخت خريد طلبها و اثبات بيگناهي او، و گرفتن رضايت شاكيان از شوهرش، براي آزادياش از زندان بكوشد. در واقع، گلرخ كمالي با سادهدلياش وارد حرفه و دنيايي ميشود كه با انديشههاي او فرسنگها فاصله دارد. دنياي داد و ستد بازار. او با يك يك طلبكاران و شاكيان وارد بده بستان و معامله ميشود تا رضايت آنها از شوهرش را جلب كند. و دراين كار تا جايي پيش ميرود كه ديگر راه بازگشت ندارد و ميفهمد وارد جنگي شده كه ديگر نبايد در آن شكست بخورد. او همه را تحمل ميكند. از تحقير و توهين تا آزار و تجاوز، و در پايان شوهرش را آزاد ميكند، و شوهرش به عنوان تشكر طلاقنامه اش را به او ميدهد. گلرخ كماليهان در مييابد كه همه ياين بازي صحنه سازي شوهرش بوده كه با ترساندن و گريزاندن شريكش سرمايه شركت را تصاحب كند، و حالا با در دست داشتن رضايت شاكيان كه گلرخ گرفته عملاً صاحب قانوني آنست و قصد دارد به عنوان اولين قدم با منشي شركتش براي ماه عسل به خارج برود. گلرخ ضربه را با وقار و سختي تحمل ميكند. اما نقشه ناصر معاصر نميگيرد، زيرا شريك بازگشته او، و ديگراني كه گلرخ را در تماميدوندگيهايش دنبال ميكردند نيز به اندازه ناصر معاصر هشيار و منتظر بوده اند و حالا از راه ميرسند و...
زن، گربه، آشفتگي و عصبيت در بين مردم، خلافكاري و خيانت ، زن سنتي و مدرن و... از نشانههاي اصلي فيلم محسوب ميشوند.در ارتباط با زن سنتي و مدرني كه در فيلم به نمايش گذاشته شده است يك خصلت مشترك ميتوان يافت و آن هم تلاش براي جلب رضايت و عشق همسر است، زن حاج آقا (يكي از طلبكاران) و ماهرخ هر دو زناني هستند كه به خاطر علاقه به همسر بر خيلي از موارد چشم پوشي ميكنند با وجوداين كهاين دو زن در دو فضاي كاملاً متفاوت زندگي ميكنند.
ماهرخ زني به لحاظ اجتماعي فعال ،نويسنده و از خانوادهاي به لحاظ مناصب اجتماعي و فرهنگي بالاست او به مدت يكسال همسرش را براساس شكي مبني بر ارتباط مخفيانه او با منشي شركتش ترك گفته، بعد از يكسال مطمئن به تهران بازميگردد اما همسرش را نمييابد و دورادور و از طريق واسطهها به او مربوط ميشود ماهرخ براي جبراناين فاصله و شك بي موردي كه داشته تقبل ميكند كه چكهاي برگشتي را به يك سوم قيمت از طلبكاران بخرد تا بتواند همسرش را از بند برهاند، دراين اثنا زن با سختيها و دردسرهاي بسياري مواجه ميشود و پس از گرفتن هريك از چكها براي تقويت روحيه همسرش براي ملاقات همسر به زندان ميرود و آنها را به او نشان ميدهد. اما او در اين ميان با مردان بسيار و پيشنهادات بيشرمانهاي از جانب آنها مواجه ميشود ولي در نهايت به هدف مطلوب خود ميرسد و وقتي پيروزمندانه براي رهايي همسرش و شاد كردن او به سراغش ميرود همسرش به عنوان مژدگاني سند ازدواج با منشي شركتش را به او تقديم ميكند، اما ما ميبينيم كه زن دچار شكست و افسردگي نميشود و با بيان زيباي اين جمله كه تواناييهايم را محك زدهام و يا به نوعي خود را اثبات كردهام از زير اين فشار طاقتفرسا سربلند بيرون ميآيد اما در ادامهاين زن از حركت نميايستد و شاهد حركت سريع او در جادهاي كه رو به جلو واينده است هستيم.
ما دراين فيلم با زني اجتماعي، محكم، قوي، با اراده، منعطف، پاك، شكست ناپذير، با روحيهاي بالا، آينده نگر، عاشق و اميدوار مواجهايم و در او قابليتها و تواناييهاي را مشاهده ميكنيم كه در هيچ يك از مردان فيلم نميبينيم و به درستي هيچ توازن و برابري بين زن و مردان فيلم به چشم نميخورد و فيلمساز با كنار هم قرار دادن گربه و مرد گربه صفتي مرد را دراين فيلم به ذهن متبادر ميكند.
زنان فيلمهاي بيضايي زناني كمالگرا، پرسشگر و قوي هستند كه به هيچ روي سايه و پيرو مردان نيستنداين زنان، زناني سنت شكن هستند كه به قضا و قدر تن نميدهند و نقش محوري در فيلم را به عهده دارند.
نتيجه گيري
سير صعودي و فرازمند حضور زنان در سينماي ايران در آثار سينمايي بهرام بيضايي نيز ديده ميشود در فيلم <شايد وقتي ديگر> شاهد زندگي زني هستيم كه با هويت خود دچار مشكل است و بحران هويت شرايط سخت و آزاردهندهاي را براي او مهيا كرده است اما اين شرايط در فيلم <مسافران> بهبود يافته و ما با ماهرخي مواجهايم كه اميدوار، علاقهمند به زندگي، همسر و خانواده است و با اينكه در كودكي خانوادهاش را از دست داده و با مادر بزرگ پيرش زندگي كرده همچنان روحيهاي كودكانه و شاد به همراه نگاهي رو به آينده و پر اميد دارد. در اين فيلم زنان ارزشمند ديگري نيز به چشم ميخورند كه در ابتداي آنها ميتوان به خانم بزرگ اشاره كرد كه با وجود بر پا شدن مجلس عزاي دختر بزرگ و خانوادهاش همچنان اميدوار و منتظر رسيدن آنهاست زني كه تا به اينجا نيز تسليم شرايط موجود نميشود و با درخواست خود به ماهرخ مبني بر پوشيدن لباس عروسي در مجلس ختم منتهاي مبارزه و عدم پذيرش شرايط موجود را به نمايش ميگذارد. زني كه اگرچه پايبند به سنتهاست اما نگاهي بسته و سنتي ندارد و همچنان انتظار رسيدن عزيزانش را ميكشد.
علاوه بر خانم بزرگ ما مستان را ميبينيم كه زن محكم ديگري است .او ناظر بر شرايط و اوضاع اقتصادي منزل است و مرتباً در شرايط سخت و طاقتفرسا به همسرش روحيه ميدهد و او را نسبت به آيندهاي بهتر اميدوار ميكند اصليترين ويژگي مستان صبر و حوصله، عشق به همسر، انعطاف و كنترل امور است.
همچنين ميتوان به حضور همدم نيز دراين فيلم توجه كرد او زني ديگر است كه به دليل پسر نداشتن مورد مواخذه و سرزنش همسر نادانش است و او تا بهاينجا فداكار است كه حاضر ميشود براي جلب رضايت همسرش با وجود احتمال 50% مرگ باردارشدن را بپذيرد، زن خوش قلبي كه به راحتي از چهره اش نميتوان پي به روحيه لطيف او برد.
و نقطه اوج اين استحكام و استقامت در فيلم <سگكشي> به نمايش گذاشته ميشود دراين فيلم ماهرخ به خاطر عشق به همسر سختيهاي بسيار را به جان ميخرد اما بعد از تحمل مصائب و سختيهاي بسيار در نهايت با خيانت مرد مواجه ميشود جالبتر از آن نقطه پاياني فيلم است كه همسرش به عنوان مژدگاني سند ازدواجش با منشي شركت را به او تقديم ميكند و ما همچنان ايستادگي و تحمل را در زن ميبينيم و زن با بيان اينكه خود را محك زدهام و خود را به اثبات رساندهام از زير اين فشار سربلند بيرون ميآيد و در ادامه ما او را متوقف شده و غم زده نميبينيم بلكه او با سرعت قدم به جادهاي ميگذارد كه رو به جلو و پيشرفت است.
با توجه به تحليلهاي صورت گرفته ميتوان در پاسخ به سوالات تحقيق بهاين گونه پاسخ داد كه زنان در فيلمهاي بيضايي به صورتي واقعي و مبتني بر زندگي پيچيده شان بازنمايي ميشوند. اين زنان زناني به لحاظ فرهنگي و اجتماعي سطح بالا و جدا از طبقات اجتماعياي كه در آن قرار گرفتهاند از تشخص ويژهاي برخوردارند و ميتوان گفت زن در آثار وي سيري فرازمند دارد و نقطه اوج اين قدرت و استحكام را ميتوان در فيلم آخر او يعني <سگ كشي> مشاهده كرد.
عناصر ثابتي از قبيل هويت ، تقبل سنت و مدرنيته، جامعه و عنصر بيگانه در ارتباط با زنان فيلمهاي او مشاهده ميشوند و در مجموع ميتوان بهاين نقطه رسيد كه در فيلمهاي بيضايي زن نه تنها مقامي برابر و يكسان با مردان ندارد بلكه داراي قدرت، قابليتها و تواناييهايي است كه در وجود هيچ يك از مردانش يافت نميشود و اين زنان قادر به انجام اعمالي هستند كه از عهده سايرين خارج است همچنين قرار دادن ويژگيهاي شخصيتي متضاد و متفاوت در وجود آنها از قبيل احساس، عقلانيت و منعطف و راسخ و با اقتدار بر ارزش و پيچيدگي مثبت آنها ميافزايد. ويژگيهاي شكست ناپذيري، انعطاف، تلاش براي تغيير شرايط نامطلوب، اميدواري و عشق به همسر از ويژگيهاي ثابت زنان در فيلمهاي اوست.
منابع فارسي
استم ، رابرت، رابرت بورگواين و سندي فيلترمن (1379) ،روايت شناسي فيلم ، فتاح محمدي ، فصلنامه فارابي، ويژهنامه روايت و ضدروايت.
آسابرگر ، آرتور (1379) ، روشهاي تحليل رسانهها ، پرويز اجلالي ، مركز مطالعات و تحقيقات رسانهها.
راود راد ، اعظم (1380) ، تغييرات نقش زن در جامعه و تلويزيون ، فصلنامه پژوهش زنان ، مركز مطالعات و تحقيقات زنان ، ش اول.
راود راد ، اعظم (1382) ،سينما ،رسانه فراموش شده ،فصلنامه رسانه، ش 54 .
گرت ، استفاني (1380) ،جامعه شناسي جنسيت، كتايون بقايي ، تهران ، ديگر.
منابعاينترنتي
HTTP://WWW.IRANACTOR.COM
منابع انگليسي
Dyer, R (1993) the matter of images: essay on representation,
*دانشجوي كارشناسي ارتباطات دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران
S.HAJINEJADGMAIL.COM EMAIL:
MIISHA17400YAHOO.COM EMAIL:
ّINSOMNIA MOVIEّ
women representation and job commitment of this film, 20 July 2007![]()
Author: saeideh hajinejd (s.hajinejad@gmail.com) from Islamic Republic of Iran
I want to write some elements of this movie that I think they are so important for this evaluation. In this movie we face with a well women representation, commitment to the job, profession and also a big change in the positions.
I'd prefer to start with the women representation of this film. As you know, from the first part of the movie we see a clever and eager woman to her job and to her social environment; during the film we see lots of important behaviors from her. In this film any body doesn't attention to a detective guilt but this woman follows this way and at last the only one who understands this event is that clever woman; more over, this woman doesn't want to show that evidence to the others. She would prefer to destroy that evidence; however, she have attempted for getting that result. There is no excuse for these attempts and this result except her personality that is a mixture of deep feelings and thoughts and these representations of women in the latest movies is a scarce. Because lately we see some weak, stupid and even cruel women in the movies that they don't have control to their lives and even they are unidirectional and their life doesn't have any similarity to the real women's complex life that we see in our social environment. So fortunately we don't have this problem in this movie.
In fact, we see a responsible detective in this movie too that can not sleep because of his job and the puzzles that exist in his mind. This responsible and famous detective has come from another city for solving a problem but he gets in a deep pit that he had never predicted it.
From the first part of the film the audience realizes that he has a sleep problem because of her tired eyes. This detective tries to solve the problem that he has involved with but as he tries he faces with more problems till the time that he finishes the last matter and he dies; hence, the only time that he succeeded to sleep was his death time that it's not a happy ending for this film. And I think the best ending for this film was his responsibility to his job even in his dead time that he wanted to show the fact; however, it wasn't very pleasant for him.
The latest part of this evaluation belongs to the shifts of the film that we see in the detective life that changed from being a chief (ruler) to a convict; furthermore, he wasn't confused in that position and tried to show the fact.
Base on something that I have written; consequently, I evaluated this film as a powerful movie that hadn't some clear problems that another films have like showing some strange and unusual women.
Saeideh Hajinejad a B.A student of communication and media studies at university of Tehran.
THE HILLS HAVE EYES
women representation of women in this movie, 14 July 2007![]()
Author: saeideh hajinejd (s.hajinejad@gmail.com) from Islamic Republic of Iran
This comment is just for women representation in this movie that located in the horror genre. It was an interesting and exiting movie, but I found some share parts about women representation between this movie and the movie of "see no evil" nevertheless, I saw good women representation in this movie. We saw two women soldiers between a few soldiers who went to that desert; however, those women are so brave and powerful. Not only could they succeed, but also they killed the enemies. One of those young women like her son and in that bad situation remembers him and made for her good spirit by seeing her in her phone and with this representation the director wants to say that those women are so complete women and they like their family. They are soldiers and have brave hearts; nevertheless, they feel like other women and they are so kind and powerful to their family and their group. They helped to the groups; besides, they could be alive after those problems that happened to them and we see the numbers of women who are alive in the end of movie are more than the number of men.
There was an exciting part about controlling those strange people by Japanese people who was showed in the first part of the film, but is it possible that people could build some of these strange people for destroying another people and maybe for resisting against of the others?
saeideh hajinejad,a B.A senior student of communication and media studies at University of Tehran
BRUCE ALMIGHTY
about religion representation of this movie, 9 July 2007![]()
Author: saeideh hajinejd (s.hajinejad@gmail.com) from Islamic Republic of Iran
The most important point of this movie is attention to the holy points that are so important in any religions and you can find the best signs as a leader in this movie .in addition i've written an article about the evaluation of this film by the Dorkheym approach to religion and it was to important for me to know the exact approach of this director about religion representation. also he uses the best way to show the inability of a human being in place of being God. in my points of view the best signs are related to the attention of number seven because this digit is so holy in all of religions and he uses it tactful. i think these kinds of movies are the best way of making people eager about religions.
سلام این آدرس کامنت های من بر روی فیلم "Babel", "Insomnia" در سایت imdb است. http://imdb.com/title/tt0449467/usercomments-743
http://imdb.com/title/tt0278504/usercomments-575
ABOUT INSOMNIA
OVERVIEW
Director:
Writers (WGA):
Nikolaj Frobenius (1997 screenplay) and
Erik Skjoldbjærg (1997 screenplay) ...
Release Date:
24 May 2002 (
Genre:
ABOUT
OVERVIEW
Director:
Writers (WGA):
Guillermo Arriaga (written by)
Guillermo Arriaga (idea) ...
more
Release Date:
16 December 2006 (
Genre:
نقدی اجتماعی-جنسیتی فیلم آتش بس
مطلبی که می نویسم برای بیان شناختی اجتماعی از فیلم آتش بس است که البته از دید و منظری است که فیلم و سریال بعنوان میانجی فهم فرهنگ بشری است و از شناخت عناصر موجود در فیلم از قبیل:
نشانه شناختی،تحلیل گفتمان،تحلیل متن و سایر عناصر موجود در فیلم به شناخت فرهنگ و جامعه مورد نظر می پردازیم تا مسائل اجتماعی موجود درجامعه کشف شوند و در صورت لزوم حل شوندو به بهتر شدن سطح جامعه کمک کنیم و اگر شرایط مناسب است در مان سطح نگاهشان داریم و یا به بیان آن اکتفا کنیم.
به همین منظور در ابتدا مضاین و مقولات اصلی موجود در فیلم را بیان می کنم سپس با توجه به این مضامین و مقولات به بحثی کیفی راجع به فیلم از منظر اجتماعی می پردازم و بعد از آن سه امر اصلی مورد نظر که امر واقعی،توهمی و ممکن در فیلم است را مورد بررسی قرار می دهم .
مضامین و مقولاتی که در فیلم آتش بس به چشم می خورد:
-هم پروژه بودن سایه و یوسف و تلاش آنها برای جلب توجه یکدیگر
-نحوه آشنایی این دو باهم به روشی کودکانه و لجبازانه
-ازدواج آنها و شروع اولین قهر بعد از ازدواج در اولین روز زندگی مشترک
-اختلافات بسیار سطحی و کوچک بین آنها(از قبیل در آشپزخانه گذاشتن لیوان و عدم توجه سایه)که موجب اولین قهر شد.
-مد گرایی و مصرف گرایی
-مخفی کردن احساسات قلبی و عدم بیان خواسته ها بصورت صریح و مستقیم
-لجبازی های کودکانه و وجود مسائل بسیار ناچیز و کوچک .مسائلی از قبیل کارنکردن سایه ،عدم ارتباط او با همکاران مرد،چاق نبودن،خوش تیپ بودن،بوی قرمه سبزی ندادن،بوی عطر و...
-ناتوانی سایه و یوسف در حل مسائل کوچکشان با توجه به اینکه جزو اقشار سطح بالا و تحصیل کرده اند.
-حضور نامناسب سایه و همکارانش در کارخانه یوسف و سر و صدای آنها برای نشان دادن ارتباط به دوستان هم جنس و انتقام از همسر
-داشتن دوستانی سطحی تر و ناپخته تر از خودشان
-مراجعه اشتباه به مطب روانشناس به جای مراجعه به وکیل یا مشاور حقوقی
-مشکل جنسی شخص مراجعه کننده
-وجود مشاوری فعال با داشتن رابطه تعاملی با مراجعین از طریق نوارهای ویدئویی که رو به شخص مخاطب ضبط شده با بیان اسم کوچک
-ثروت
-امکانات کامل و عالی (شرایط مطلوب خانه و زندگی)
-اتومبیل هایی گران قیمت و مدل بالا
-شهری خلوت و پاکیزه
-وجود افرادی خوش پوش ،خ.ش اندام و کاملا مرفه
-مشاوری که حلال همه مشکلات است
-راهنمایی های دوست یوسف (احمد)که چند زن طلاق داده است
-جدایی موقت زن و شوهر از یکدیگر
-وجود تعصب و غیرت کاملا ساختگی وغیر واقعی در یوسف
-شناخت کودک درون و حل همه مشکلات و رفتار کودکانه توسط آن
اینها مقولات و مضامین غالب در فیلم بوده اند که با نگاهی سطحی به آنها به محور اصلی فیلم که مبنی بر سطحی گرایی و ظاهر بینی است می رسیم.افرار بازنمایی شده در فیلم (سایه و یوسف)افرادی تحصیل کرده،صاحب شغل و منصب بالای اجتماعی از خانواده هایی ظاهرا سطح بالا هستند،اما هنوز درگیر مسائل و اموری بسیار سطحی اند و توانایی حل و بیان این مسائل را به طرزی مناسب ندارند و از لجبازیهای کودکانه استفاده می کنند.مسائلی از قبیل: سر و صدای بی مورد در محیط کار همسر،لجبازی های کودکانه ،مدگرایی،جلب توجه و ... هستند که همگی ناشی از رفتاری کاملا سطحی و ناپخته اجتماعی است و این سطحی گرایی هدف نهایی فیلم را که توجه به یک عامل برای حل همه مشکلات است را کامل می کند.توجه به یک امر کوچک در حوزه روانشناختی(کودک درون و شناخت و توجه به آن)و نادیده گرفتن سایر عوامل و مسائل از قبیل مسائل بزرگ اجتماعی که در ادامه ذکر می شودنوعی مغالطه و تفسیر به مطلوب عیان و واضح استو در واقع اینطور تصور می شود که در جامعه فعلی ،در فرهنگ اجتماعی مردم همه مسائل و مشکلات حل شده ،تنها مسئله ای که قابلیت نامگذاری مسئله را ندارد عدم توجه به کودک درون است که اگر به این مورد کوچک توجه شود دیگر معضلی باقی نخواهد ماند و هانطور که در فیلم ملاحظه می کنیم همه ثروتمند،مرفه،سطح بالا ،تحصیل کرده،خوش تیپ،خوش اندام ،صاحب شغل و منصب بالای اجتماعیو ... هستند.خیابانهای شهر پاکیزه و خلوت است،تمام خانه های بازنمایی شده در فیلم از نوع ویلایی و وسیع هستند و اثری از فقر و مسائلی بزرگ از قبیل :اعتیاد،فرار ،عدم اشتغال،فساد شغلی و ... نیست و این سطحی گرایی و ناچیز انگاشتن مسائل بزرگ اجتماعی در جامعه ما توهمی است و این بی دردی اجتماعی بازنمایی شده در فیلم ما را به یاد فیلم های هالیوودی و خصوصا فیلم هایی از قبیل خانم و آقای اسمیت می اندازد.
بزرگترین مسائل مورد طرح در فیلم اختلافات بچه گانه و رفتار لجبازانه زن و شوهر است که با ذره ای عقلانیت و منطق قابل حل است(بوی قرمه سبزی ندادن و چاق نبودن و...)و مسئله مهم دیگر ذکر شده در فیلم مشکل جنسی شخص مراجع است.آیا شما در اطراف خود و در محیطی که زندگی می کنیدچنین شرایط آرمانی و ایدهآلی دیده اید؟
چند درصد از این افراد در جامعه ما زندگی می کنند؟چند درصد مشکل جنسی دارند که احتمالا درصد بسیارپائینی هستند و این گروه که اغلب حتی در اطراف خود آنها را نمی بینیم ارزش بازنمایی حتی از نوع گروه های حاشیه ای را نیز ندارند.حال به سه امر واقع ،ممکن و توهمی می پردازم.
امور واقع موجود درفیلم:رفتار کودکانه و لجبازانه از دو فرد تحصیل کرده و ظاهرا بالغ و عاقل ،داشتن خانواده هایی طرفدار عروس،ثروت و امکانات رفاهی مناسب،مدگرایی ،خوش پوشی ،خ.ش اندامی،اتومبیل هایی مدل بالا ،منازلی با بهترین وضعیت و شرایط،دوستانی سطحی و ناپخته،انتقام جویی و در کل سطحی گرایی.
امور توهمی که واقعیت موجود را مستور کرده در فیلم به چند شکل قابل طرح است:-ظاهربینی و بچه بازی یوسف و سایه که واقعیت مطلوب زندگی آنها را مخفی کرده.-درکیری آنها به شغل و...که عقلانیت موجود در زندگیشان را تحت پوشش قرار داده .- درگیری آنها و عدم توجه به اصل که کودک درون است و در پایان داشتن توهم مشکل و مسئله در زندگی آنها.
امور ممکن:از نظر من در فیلم آتش بس مسئله یا مشکل بغرنجی وجود ندارد که در پی حل آن باشیم و راهی برای خروج از مخمصه آن پیدا کنیم،تنها یک گفتگوی معقولانه و پسندیده بین دو طرف عاقل و بالغ و بیان صریح و مستقیم خواسته ها ،عواطف و احساسات مسئله کوچک را حل می کند.
به یاد ملاقلی پور
نقد تفسیری " فیلم مزرعه پدری "

خلاصه داستان :
محمود شوكتيان براي جلسه نقد و بررسي آخرين كتابش به نام «مزرعه پدري» به اهواز دعوت شده تا در يك همايش ادبي درباره ادبيات جنگ سخنراني كند. او در زمان جنگ همسر و دو فرزندش را بر اثر بمباران دشمن از دست داده، اما در خيال خود آنها را زنده مي پندارد و در اين سفر نيز در ذهن خود با آنها همراه است. محمود شوكتيان در طول سفر، خاطرات گذشته و حوادث جنگ را به ياد مي آورد؛ اين را كه چگونه براي خاموش كردن توپخانه دوربرد دشمن به همراه يك گردان عمليات مرگباري را انجام داده اند و در اين حادثه، برخي از دوستان و همرزمان خود را از دست داده، اما سرانجام در مأموريت خود موفق شده اند. او ضمن به يادآوري اين خاطرات همواره با خاطره همسر و فرزندانش نيز كلنجار مي رود.
روش تحقيق تفسيري بر خلاف مطالعات پوزيتويستي که امر ظاهري و قابل مشاهده را مورد توجه قرار مي دهد – توجه اصلي را بر امور باطني – پنهان و در واقع انگيزه ها و امور شناختي که ”عامل و انگيزه اصلي“ رفتار اجتماعي است – توجه مي کنند. روش تفسير با وبر آغاز شد و همچنين بر خواسته از نگاه هرمنيوتيک بود. روش هرمنيوتيک در قرن نوزدهم پايه گذاري شد که تاکيد بر فهم متن که مي توانست مربوط به گفتگو – نوشته – يا يک تصوير باشد.
مطالعات تفسيري تاکيد بر ابعاد معنا دار ”عمل اجتماعي“ دارند نه بر ابعاد ”قابل مشاهده و عيني“ رفتار اجتماعي. هدف مطالعات در رویکرد تفسیری این است که بدانیم آزمودنی چگونه موضوع مورد مطالعه ما را درک میکند." در این روش محقق در رویدادهای مورد مطالعه مشارکت میکند."( ببی ، 1998، ص 584)
در این فیلم عمیقا به ابعاد روانشناسانه،فردی،درونی ،عاطفی و احساسی جنگ توجه شده و این مساله به طرز زیبایی با عناصری نظیر توجه به پرنده ، یاد خانواده کردن و عشق مطرح شده است.
برای این تحلیل باید به عناصر و نشانه های عیان و ضمنی موجود درفیلم توجه کرد عناصری از قبیل:
زن ، عشق، نیاز های جوانان ، پرندگان ، آزادی و پرواز ، عروسک ، فضاهایی متفاوت به همراه تضاد هایی مختلف و... هستیم.
اصلی ترین عنصر فیلم بر محور تضاد می گردد،تضاد که امری ثابت در فیلم های ملاقلی پور است شامل تضاد بر سر عقل و احساس،پدر و مادر، دو فضا و محیط و حتی دنیای درونی و بیرونی یک فرد می باشد.
در بخش اول شاهد رابطه عاطفی و احساسی میان مرد با زن و فرزندانش هستیم و در فضایی دورتر از جنگ و مین و تفنگ و... می گذرد اما در بخش بعدی شیفت سریعی به فضای جنگی و قرار گرفتن مرد درجبهه ها داریم...
این دو فضایی شدن در ابتدا ممکن است جالب به نظر نیاید و تصنعی جلوه کند اما حقیقت امر همین دوگانگی و تضاد و تناقض است جوانانی که برخلاف احساسات و درونیات لطیف و تعلقات احساسی و درونی خود مجبورند در فضایی خشونت بار اسلحه به دست بگیرند و به قول فیلم بکشند یا کشته شوند....
و از طرف دیگر شاهد تضاد زیبایی میان دنیای درونی و برونی مرد هستیم ،فضای درونی امن و آرام مرد وفضای سرد و بی روح دنیای خارجی ای که در آن قرار گرفته و اما زیباترین تضاد در صورت مرد ،ظاهر سرد و بی روح او و دنیای عواطف اوست که عمیقا گرم ، عاشقانه ، لطیف و متعهد است.
توجه به حضور پرندگانی که در درون لوله شلیک توپ زندگی می کردند و بقایی داشتند به خوبی بیانگر این موضوع است که مرگ و زندگی کاملا عجین شده و در کنار همند و از درون عامل مرگ انسانها زندگی و حیات خارج می شود و از طرفی عامل نابود کننده حیات،حیات بخش گروهی دیگر محسوب می شود.
قرار گرفتن آب و آتش دو عنصر متضاد در کنار هم مرگ و زندگی ،مزرعه و میدان جنگ و... از دیگر عناصر متضاد فیلم است.
علاوه بر این در این فیلم شاهد بازنمایی زیبا و واقع گرایانه ای از زن هستیم زنی که توانایی مجاب کردن همسرش را دارد ،او را هدایت می کند به او توانایی حرکت می دهد ودر عین عدم حضور همسرش را از لحاظ عاطفی اقناع می کند .
علاوه بر زن محوری فیلم که همه جا همراه همسرش است و به او یاری می دهد،شاهد دختر جوان مرد هستیم که پدرتجسمی از جوانی و بلوغ او دارد،او دختری است که به پدر علاقمند است و حضورش در کنار مادر تکامل می یابد و یا به نوعی نقش او توسط مادر قوی و ملایمش، تکامل می یابد.
احساس حضور زن، مرد را از میان مین، جنگ و خون به آرامش و امنیتی وصف ناشدنی تبدیل می کند و درونیات و احساسات لطیف مرد را بیش ازپیش به منصه ظهور می رساند.شنیدن صدای زن حتی در میدان جنگ عامل آرامش آسایش مرد است.
زنان دیگری که در فیلم بازنمایی شده اند از نوع زنان معترض و پرسشگر نسبت به هدف و فلسفه جنگ هستند، جوانانی که معتقدند زمان جنگ به پایان رسیده و حال نوبت توجه به آن ها و مسائل آنهاست.
بیان عواطف و احساسات درونی مرد به همسرش از ویژگی های دیگر این فیلم است که با نزدیکی فیزیکی زن و مرد ، میل به بوییدن ،آرزوی دیدن موها،چشم های زیبا ،کشیدن روسری و دراز کشیدن بروی مزرعه و علف زارها قرین شده است.
اما مساله دیگری که در فیلم شاهد ترسیم زیبایی از آن هستیم بازنمایی جنگ تن به تن و حضور فردی افراد در مقابل بیگانه است چیزی که اغلب در سایر فیلم ها شاهد حضور توده ای و جمعی آن هستیم.
یکی از نکات بسیار مهم دیگر این فیلم توجه به این نکته است که از ظاهر نمی توان پی به باطن برد و براساس آن نباید قضاوت کرد، این نکته با توجه به مردی که به قول عده ای مشروب خوار است و قرار است در جنگ حضور پیدا کند و با مخالفت عده ای مواجه می شود بیان می شود مردی که بروی دستش خالکوبی دارد و بعد از قرار گرفتن در محیطی مناسب و فضایی متفاوت تغییر می کند و شاید خود واقعی و پاکش را نیز متجلی می کند و تصمیم می گیرد که نقش روی دستش را پاک کند و در نهایت در راه پاسداری از وطن همان دست را نیز از دست می دهد.
بریدن از تعلقات دنیایی مساله دیگر حائز اهمیت در فیلم است که با نمایش تصاویر،عروسک ها،روح ها و.. در این فیلم شاهدش هستیم .
منابع
- عاملی ، س ر.1385 ، جزوه های کلاسی درس فلسفه رسانه های جمعی .
http://www.sourehcinema.com/Title/Title.aspx?id=138201180002
http://www.media-morehshin.blogfa.com
این ها آدرس کامنت های من بروی فیلم های " BRUCE ALMIGHTY" و "THE HILLS HAVE EYES "در وب سایت IMDB است که با توجه به بازنمایی دینی و بازنمایی زن این فیلم ها نوشته شده.

خوشحال می شم نظراتتونو بدونم.
http://www.imdb.com/title/tt0800069/usercomments-120

لطفا به این پرسشنامه هم پاسخ دهید.
با تشکر
"چرا تفاوت نگاه در تفسیر تاثیر دارد؟"

در این مقاله با استفاده از 5 نوع نگاه مختلف نقطه ای ،خطی ،سطحی ،حجمی و فراحجمی که رویکردی برای درک بهتر و دقیق تر متون رسانه ای محسوب می شوند ،به بررسی یکی ازمتون خبری روزنامه کیهان با عنوان:" اروپاخواستار مذاکره شد اعتراف آژانس اتمی به آغاز غنی سازی صنعتی در ایران "، که در روز شنبه اول اردیبهشت ماه 1386 منتشر شده است اقدام کرده ام.
در ابتدا متن خبری مذکور آمده و در ادامه به بررسی و تحلیل این خبر با استفاده از 5 نوع نگاه مختلف در این حوزه پرداخته ام.
متن خبری:
اروپا خواستار مذاکره شد اعتراف آژانس اتمی به آغاز غنی سازی صنعتی در ایران
در پي اعتراف آژانس بين المللي انرژي اتمي به آغاز غني سازي صنعتي در ايران، اروپايي ها خواستار مذاكره با تهران شدند.
به گزارش خبرگزاري هاي غربي، آژانس بين المللي انرژي اتمي در نامه اي محرمانه تاييد كرد كه ايران غني سازي اورانيوم در سطح صنعتي در نطنز را آغاز كرده است.
در اين نامه يك صفحه اي كه به امضاي «اولي هاينونن»، مدير كل آژانس رسيده، تاكيد شده است كه ايران ظرف دو ماه گذشته توانايي هاي خود را در زمينه غني سازي اورانيوم دوبرابر كرده است.در نامه مذكور همچنين تصريح شده كه ايراني ها تا ماه آينده 18مجموعه 164تايي (حدود 3000) سانتريفيوژ را در نطنز راه اندازي خواهند كرد.
خبرگزاري هاي رويترز، يونايتد پرس و فرانسه ضمن مخابره خبر فوق در روز چهارشنبه تلاش كردند تا ورود ايران به مرحله غني سازي صنعتي اورانيوم را نشانه ادامه بي اعتنايي هاي اين كشور به قطعنامه هاي غيرقانوني شوراي امنيت قلمداد كنند.
اين تلاش خبرگزاري هاي فوق در شرايطي است كه تا پيش از تاييد آژانس مبني بر ورود ايران به مرحله غني سازي صنعتي، آمريكا و چند كشور اروپايي به همراه رسانه هاي خود خبر موفقيت جمهوري اسلامي ايران در بعد صنعتي را يك بلوف دانسته و در آن تشكيك كرده بودند اما روزنامه «كامرسانت» روسيه در شماره اخير خود نوشت: اكنون روشن شد كه هيچ بلوفي در كار نبوده و ايران به راستي داراي توانايي غني سازي صنعتي اورانيوم شده است.
اين روزنامه روسي افزود: انتشار سند داخلي آژانس، شك و ترديدهاي اخير در خصوص وارد شدن ايران به مرحله غني سازي صنعتي كه بشدت در رسانه هاي گروهي جهان مورد بحث قرار داشت را از بين برد. اين اظهارنظر آژانس بين المللي انرژي اتمي پرونده هسته اي ايران را وارد مرحله تازه اي مي كند.
به نوشته اين روزنامه، در اين بين روسيه در موقعيت دشواري قرار مي گيرد، چرا كه اعلام اخير مقامات ايراني مبني بر وارد شدن اين كشور به جمع كشورهاي داراي توانايي غني سازي صنعتي اورانيوم را باور نكرده و در خصوص صحت ادعاي ايران از آژانس بين المللي انرژي اتمي استعلام نموده بود. اكنون روشن شد كه هيچ بلوفي در كار نبوده و ايران براستي داراي چنين توانايي شده است.
نگاه نقطه ای:
بر اساس این نگاه نقطه ای که نگاهی کوچک و ریز است و تنها توانایی بیان اجزا و عناصر را دارد و ناتوان از در کنار هم قرار دادن و تفسیر آنهاست و قدرت جمع بندی و تفسیر متغیر ها را ندارد می توان گفت:عناصری از قبیل مذاکره ،آژانس بین المللی ،انرژی اتمی ،اعتراف،غنی سازی صنعتی،ایران ،خبر گذاری های غربی،نامه ای محرمانه،18 مجموعه 164 تایی(حدود 3000)سانتریفیوژه، نطنز ،خبر گذاری رویترز،یونایتد پرس، فرانسه، مخابره ،بی اعتنایی، شورای امنیت ،امریکا ،اروپا ،بلوف ،روزنامه کایبر سانت ،جمهوری اسلامی و سند داخلی آژانس در این متن خبری وجود دارد.اما بر اساس این نگاه تنها می توانیم تعریفی از این عناصر ارائه کنیم ،یعنی تنها با کنار هم قرار دادن آنها به ارائه و ذکر آن بپردازیم ،اما عیب این نگاه این است که بسیار کوچک و غیر قابل تحلیل است و تنها به تعریف بسنده می کند ،ما هیچ اطلاعی از دلایل،روابط ،پیش زمینه ها و پس زمینه های آن نداریم .فقط به این مطلب رسیده ایم که اروپا خواستار مذاکره شد،اعتراف آژانس اتمی به آغاز غنی سازی صنعتی در ایران منجر شده اما نمی دانیم چه دلایلی برای عدم پذیرش غنی سازی توسط اروپائیان و امریکا وجود دارد و حتی نمی دانیم چرا نقل روزنامه کایبر سانت درست تلقی شده و حتی چه سیاستی پشت این بیان قرار گرفته است ،اما می دانیم این عناصر در این خبر وجود دارد و قابلیت تحلیل و تعمیق آنرا ندارد .
این نوع نگاه تنها در نقطه ای قرار دارد و در گیر در جزئیا است یعنی معلوم نیست که چرا تنها خبر گذاری های رویترز ،یونایتد پرس و فرانسه بیان ایران را یک بلوف دانسته اند.
نگاه خطی :
بر اساس نگاه خطی نیز می توان گفت ،یک جریانی نظیر "خواستار مذاکره شدن و اعتراف آژانس "اتفاق افتاده است اما نمی توانیم آنرا با سایر اتفاقات و سایر وقایع در ارتباط قرار دهیم وبه مقایسه و تحلیل آنها دست بزنیم،تنها میتوان گفت در برهای از زمان خواستار مذاکره بودن اتفاق افتاده است.بر اساس نگاه خطی ممکن است بتوان پی برد و این خبر را تحلیل کرد اما ارتباط و پیوستگی آنرا در ارتباط با سایر وقایع نمی توان بیان کرد،مثل این است که ما توانایی تحلیل طبقه ثروتمند و فقیر در جامعه را داشته باشیم اما تعریف و تحلیل دقیقی از طبقه در جامعه ایران را نداشته باشیم،این نگاه تنها در یک خط است ،در یک برهه زمانی یک برش مشخصی دارد و غیر قابل انعطاف و یا انعطاف پذیری آن کم است.
در این نگاه می دانیم که ایران به مرحله غنی سازی رسیده است و شروع کارش در نطنز بوده ،خیلی از خبرگذاریهای اروپایی و امریکایی با آن مخالفت کرده و خواستار مذاکره شده اند،اطلاعات دقیق دیگری نظیر چه میزان سانتریفیوژه و ... را نیز داریم اما نمی توانیم ربط دقیقی بین این واقعه و مشکل مصرف سوخت در کشور پیدا کنیم .
همچنین با توجه به غنی سازی در صنعت اورانیوم نمی توانیم ربط دقیقی بین آن و مسائل و مشکلات اقتصادی مردم در داخل کشور پیدا کنیم و در نهایت ما این واقعه را در خط بیان می کنیم و قابلیت تحلیل و مقایسه آنرا با سایر وقایعی که در کشور اتفاق می افتد و پیدا کردن ربط با آنها نداریم.
نگاه سطحی:
نگاه سطحی همانطور که از نامش پیداست دچار نوعی سطحی نگری است و از پرداختن به عمق ،دلایل و چرایی ها اجتناب می کند،بر اساس این دیدگاه نیز مکن است بتوانیم شناخت مختصری از خبر پیدا کنیم ،اما قابلیت پاسخ به چرایی ها و دلایل آنرا نداریم این نگاه تنها در سطح می ماند و از پرداختن به عمق جلوگیری می کند.به عنوان مثال خبری که روزنامه کیهان ارائه کرده است،بر اساس نوعی نگاه سطحی است که هیچ پیشینه و پسینه ای در اختیار ما قرار نمی دهد،تنها نام خاص بعضی از خبرگذاریها ارائه شده و نوعی موضع گیری نسبت به آنها را به ذهن متبادر می کند،جهت گیری سطحی این خبر با موضع و نگاهی منفی نسبت به اروپا و خصوصا رسانه های امریکاستو موضعی نسبتا مثبت به روسیه و رسانه های این کشور.نگاه سطحی شناخت دقیقی به مخاطب نمی دهد و تنها او را در سطح نگاه می دارد این نوع نگاه از نوعی نگاه محافظه کارانه نشات می گیرد.
نگاه حجمی:
نگاهی است که فلسفه رسانه به دنبال آن است ،نگاهی که به عمق می رود و به چرایی ها پاسخ می دهد و دست به تحلیل می زند،یعنی در خبر فوق می دانیم که اروپا خواستار مذاکره با ایران شده است و ایران دست به غنی سازی اورانیوم زده و گروهی از کشورها با آنها مخالفت داشته اند.اما می توان پرسید چرا؟ چرا از غنی سازی ایران عده ای از کشورها احساس خطر می کنند ؟ چرا بعضی کشورها مخالفت کرده اند و گروهی خیر؟و چرا زمانی که ایران به اعلام این مطلب دست زده ،برای سایر کشورها پذیرفتنی نبوده اما زمانی که روزنامه روسی این مطلب را بیان کرده موجب پذیرش و قبول این مسئله شده است؟و همچنین ایران به چه دلیلی دست به اقدام زده است آیا هدفش تنها رعب وترس ایجاد کردن در کشورهای غربی بوده یا اساسا هدف دیگری را دنبال می کرده است؟چه وقایع دیگری همزمان با این مساله اتفتق افتاده است که موجب برجسته شدن بیشتر این خبر شده؟ و حتی چرا روزنامه کیهان این خبر را به عنوان خبر دومش قرار داده و حتی چرا روزنامه کیهان و البته خبر سیاسی آن برای این موضوع انتخاب شده است؟
نگاه حجمی خود را درگیر جزئیات و عناصر کوچک و محدود نمی کند و دست به تحلیل و تفسیر نمی زند.نگاه حجمی نوعی نگاه فلسفی است نگاهی که هم جزئیات را در نظر می گیرد و هم کلیات را و با در نظر گرفتن جزئیات در کنار کلیات امر به نتیجه مشخص و مطلوبی می رسد.
مثلا می توان با در نظر گرفتن این خبر و تحلیل دقیق عناصر آن و سایر خبرها و متون روزنامه کیهان گفت که روزناممه کیهان چه موضعی دارد(به عنوان یک رسانه ملی-دولتی)و در عین حال مخاطبان آن چه گروهی هستند؟ چه کسانی از خبرهای آن استفاده می کنند،با چه رویکردی؟ در نهایت هدف اصلی کیهان از ارائه این متن با این ویژگی ها چه بوده است و همچنین تولیدکنندگان این پیام چه کسانی هستند و آیا این خبر خبر دقیق (پیام با حداقل اختلال و noise) به دست ما رسیده است یعنی مساله سانسورو ...
همچنین می توان با توجه به نویسنده مطلب،روزنامه ،مدیر مسئول ،مخاطب و اخباری با عناوین سیاسی و...به این نتیجه رسید یعنی نویسنده این مطلب و سایر متون او را بررسی کرد و به شناختی راجع به رویکرد و دید اصلی او رسید،اینکه این روزنامه چه موضعی را دنبال می کند و درجهت بیان چه مساله ایست،همچنین آن که هستند و ...
همچنین چه ربطی می توان بین این ثروت جمعی و فقر افراد در کشور پیدا کرد، آیا ارتباطی بین مشکلات اقتصادی مردم و سرمایه دولتمردان وجود دارد یا خیر؟ تمامی این عناصر در قالب نگاه حجمی قرار می گیرد.
نگاه فراحجمی:
نوعی نگاه فرازمانی است،این نوع نگاه خودش را درگیر زمان،عمق پردازی و حجم پردازی نمی کند ،بلکه فراتر می رود و علاوه بر در نظر گرفتن عناصر و تفسیر آنها به گذشته های دور نیز توجه می کند ،به پیشینه ها و تاریخی که در پشت این وقایع وجود داشته است ،اینکه این کشورهای ذکر شده چه روابطی در طول تاریخ با هم داشته اند؟ چرا اینها در مقابل این خبر عکس العمل نشان داده اند،همچنین خود این کشورها چه گذشته هایی داشته اند و دلایل ترس آنها چیست؟ آیا آنها از نداشتن وسیله دفاعی در دوران جنگ و ناآرامی ترس دارند یا از قدرت گیری ایران دچار مشکلند؟(طرفدار صلحند یا جنگ؟) و اگر ایران این عمل را انجام داده است چرا اقدام به بیان آن کرده است ،آیا این بیان نوعی ضعف و ترس را پشت سر ندارد و اگر می ترسد این ترس و نگرانی از کدام نقطه شروع شده است و چرا موضعی انفرادی و تنهاتر نسبت به سایر کشورها دارد،چه کسانی نسبت به این مساله عکس العمل نشان دادهاند و چرا؟ چه پیشینه ای داشته اند، همچنین آیا این کشورها در طول تاریخ کشورهای مدافع جنگ بودهاند یا طرفدار صلح، و آیا تاریخی از شجاعت ،قدرت و ... داشته اند،یا با جنبه های دیگری نظیر :عناصر فرهنگی و... دست به مقابله می زنند و حال با انجام عملی بر خلاف میل آنها از طرف ایران چه اتفاقی در آینده خواهد افتاد و می توان در نهایت دست به این تحلیل زد که باید یک قدم به جلو ،یک قدم به عقب و یک قدم رو به بالا برداشت و اینکه این اتفاقات در کل دنیا چه بازتابی در پی خواهد داشت و نهایتا منجر به چه خواهد شد.آیا ایران موفق خواهد شد با این ثروت عظیم ،فقر که مساله اصلی در کشورش است را حل کند.
پس بنابر تحلیل فوق می توان به این نتیجه رسید که تفاوت نگاه و رویکرد تا چه حد اثرگذار است که این تفاوتها را در تفسیر ایجاد می کند،این تفاوت دیدگاه ها نه تنها در مورد یک متن ثابت خبری در حوزه رسانه بلکه در زندگی روزمره هم حائز اهمیت بسیاری است و مساله ای قابل توجه محسوب می شود.
Film review of "

To write a film review we need 5 steps,
The first step of understanding a movie as an audience is "credit", so I determine some credits of this movie.
Credit
Movie name:
Director: Alejandro Gonzalez Inarritu
Screenplay: Rodrigo Prieto
Genre: dramatic, exciting
Location: 3continents (
Plot
The story of Babel is given from the gospel, that’s about the people who want to build a high tower to reach to the paradise of God but God becomes angry from their behavior and gives them different languages for not understanding each other, another name of this story of gospel(bible) is tumult.
This film is about four different cultures that they will be related to each other during the story. This movie shot in 3 different continents from Asia to
The movie starts when a man in Marrakech walking in an open area and carries a thing, he gives it to a man who lived there. It was a gun and his sons tried to learn how to use it, someday when they were shooting throw the mountains they saw the tourist's bus and tried to shoot at it and it caused a bad injured to an American woman.
From the other side we see a deaf and mute lady who has lots of problems with her situation and tried to ignore it. Her mother committed suicide when she was younger and she faced with that position, she had the lack of kindness and her father wasn’t at home any time. She had some friends but couldn’t believe her problem and suffered from that.
In the other side we see the life of a baby sitter who takes care of the son and daughter of that Americans. The story doesn’t follow a certain point but in this way we see lots of different things about their cultures and their behaviors but their life relates to each other with the destiny of that weapon. And we face with four different cultures from Arab, American, and Mexican to Japanese culture, their languages are different but they relate to each other by Medias and technologies.
Vocabulary
This step is about the words and the pronunciation and some thing that we have learnt from the movie but there isn’t any necessity to use this part, so I prefer to focus on other steps.
Characters
The first character
Rinkuo kikuchi (Chieku)

Another step belongs to characters that I should describe about some elements of them. It starts from appearance till their psychologies and personality, age, nationality and physical descriptions, but I should determine both of them, one of them is nationality and mother tongue and the second is physical description.
One of the most important characters of this movie is chie ku (Rinkuo kikuchi), she's a Japanese cute girl, but she's deaf. We are seeing her every where for attracting men, but some people ignore her and some of them make fun of her…so she decided to behave in another way…. At last the movie says to us that her solution isn’t sex or other sexual relations her problem is because of attention and kindness. In addition these elements aren’t just for this girl in this position, so every one needs them for being alive.
The second character
Adriana Barraza( Amelia)

Another character to speak is the Mexican baby sitter (Amelia) who is so dependent to the American children and is a responsible person in her job. Her happy life changed to a sad life during hours and her laughing face changed to a crying face. Her crying for separation from those children and the
Conclusion

One of the professional adjective of this movie is related to the narration structure that’s not like other movies and this stream isn’t a circle that you follow that like a story perhaps the stories of people in this movie relate to each other with a sudden pause that you don’t expect that.
When I saw this movie for the first time I thought it's like other Hollywood movies that wants to compare American culture with other cultures and shows their culture and says we are better than the others, but after another watching I understood the goal of this director is something else and there isn’t any superiority between them and the others, and they have the share sections.
The biggest cultural distance is between those American couple that we think they should understand themselves easier but we see they don’t have any nearness to each other and maybe a Muslim who had a different religion could understand him better.
The other thing that attracts me to this movie was not focusing on religions and not showing some exact behavior for that but we could see the indirectly elements of religious rules in the clothing ,the men and women relations and the style of cities and even in behaviors.
Although the movie ends with "happy ending" we feel the pressures of human beings difficulties in the life and these problems don’t know any boundaries and cultures perhaps they are happening if we want them or not.
بررسی فیلم "میم مثل مادر"با چهار روش فهم رسانه

مقدمه
اززمانی که علم و شناخت دغدغه انسان شده است ، شاهد تلاش انسانها برای پیدا کردن راههای مختلفی برای این گونه شناخت ها هستیم ، تحول از روش پوزیتیوستی به تفسیری ،انتقادی و پسامدرن از نتایج این شناخت است و بشر دریافت که قادر به پیدا کردن راه ،روش و شناختی مشترک برای تمامی پدیده ها و انسانها نیست و تفکر حقیقت محضی به مرور رنگ باخت.
از طرفی توسعه تجربه های علمی و ناکارآمد شدن بسیاری از روش های علمی ، مطالعات را در روشی دیگر قرار داد.
از آنجایی که بحث ما حول محور رسانه ایست ،هر تولید رسانه ای اعم ازسینمایی،تلویزیونی،رادیویی،مطبوعاتی ،تبلیغاتی و... به عنوان متن رسانه ای قابل تحلیل و بررسی است.
من برای این تحلیل فیلم "میم مثل مادر"را برگزیده ام.در ابتدا خلاصه ای از فیلم مورد نظر ارائه می شود و در ادامه به نقد فیلم با استفاده از رویکردهای مختلف پوزیتیویستی ،تفسیری ،انتقادی و پسامدرن خواهم پرداخت.
خلاصه فیلم

فیلم میم مثل مادر داستان زندگی سپیده دختری است که مسموم به گاز خردل است و در دوران بارداری پس از آزمایش متوجه تاثیر استنشاق این گاز روی جنین و معلولیت احتمالی فرزندش می شود ،همسر سپیده(سهیل)که در وزارت امور خارجه مشغول به کار است و البته سفرهای متعددی نیز دارد پس از دریافتن این موضوع به شدت با همسرش برای نگهداری بچه مخالفت می کند و با اصرار موفق می شود سپیده را برای سقط جنین راضی کند در این اثنا سپیده سختی های بسیاری را متحمل می شود و پس از دریافتن این موضوع که رحمش را از دست خواهد داد و دیگر قادر به داشتن بچه و لذت مادر شدن نیست ، همچنین فرزند آنها قادر به تشخیص درد است با سهیل مخالفت می کند،سرانجام سعید به دنیا می آید و این ابتدای سختی های این مادر است،سهیل که راهی جز طلاق یا س÷ردن بچه به آسایشگاه پیش پای او نگذاشته سرانجام او را با سختی هایش تنها رها می کند و به دنبال زندگی اش میرود ،سپیده که موقعیت مناسبی برای پیشرفت در دنیای هنر داشته بدلیل خود خواهی همسرش موقعیتش را از دست می دهد،حال در این موقعیت او تنهاست با دنیایی از سختی ها و مصائب، او شروع به کار می کند و مادرش را نیز از دست می دهد،سپیده برای امرار معاش و تهیه داروهای گران قیمت مجبور به فروش مرهم دردهایش یعنی سازش(ویولون) می شود.همچنین برای دریافت داروهای کودکش متحمل آزارها و اذیت هایی در دنیای مردان می شود،و اما سهیل در حالی به سوی او بازمی گردد که اوضاع مالی بسیار مساعدی دارد و به گفته خود با مردان و زنانی از فرهنگهای مختلف در ارتباط بوده اما با تمام این اوصاف حتی کمک مالی اش را نیز از همسر و تنها فرزندش که می تواند کوچکترین کار در قبال عشق او باشد نیز دریغ می کند.اما در ادامه ما شاهد پایین کشیدن و شکسته شدن مجسمه مرد و از طرفی ویرانی سپیده هستیم....عنصر ثابت دیگری که در تمامی داستان از ابتدا تا انتها ما را همراهی می کند موسیقی است که مرهمی برای دردهای درد مندان این فیلم محسوب می شود.از سوی دیگر صاحب کار (کارفرما)ی سپیده که متوجه وضعیت اوست و البته به او علاقمند شده پیشنهاد ازدواج به او می دهد و سپیده با وجود داشتن تمامی این مسائل و سختی ها خواسته او را نمی پذیردو هیچ توجیهی برای این امر جز عشق او به همسر و فرزندش وجود ندارد،همچنین توجه "ملاقلی پور "به کارفرمای منطقی و احساساتی سپیده این نوع مردان را نیز بازنمایی می کند و مفهوم بی رحمی و سنگدلی مردانه را در فیلم کمرنگتر می کند.از طرفی ویژگی مشترکی در نجار ارمنی و سهیل می یابیم و آنهم فرار مردانه از واقعیات تلخ ونامطلوب زندگی است.
عنصر بسیار خاص و انحصاری دیگری که در فیلم قابل مشاهده است توجه و قدر دانی از حضور اقلیت های مذهبی در دوران جنگ است،مسئله دیگر عوارض و پیامدهای نابسامان جنگ است که نه تنها دامنگیر نسل جنگ بلکه دانگیر نسل های بعد از آن نیز هست.
تمایز مهمی را نیز بین زن و مرد این فیلم شاهدیم که تا حدی افراطی شده و به اوج خودرسیده است ،یک عشق مادرانه که به خاطر آن تمامی سختی ها پذیرفتنی وعقلانیت ومنطق قربانی آن می شود و دیگری منطق و عقلانیت مردانه است که به خاطرش عشق و احساسات فنا می شود.
سپیده علایق خود را به فرزندش منتقل کرده و او نیز توانایی نواختن ویولون را دارد و سرپرستی ارکستر نوجوانان معلول را در محل نگهداری معلولین (بهزیستی)نیز بر عهده دارد،در ادامه بدلیل شرایط نامطلوب مالی و عدم در یافت به موقع داروی لازم و گرانی آن شرایط مادر و سعید بدتر می شود و سپیده در بیمارستان در شرایطی بستری می شود که قرار است کنسرت مهمی توسط پسرش برگزار شود ،دوست سپیده از سعید خواهش می کند که در کنسرت حضور پیدا کند و او برای شاد کردن مادرش می پذیرد.پدر به کنسرت می رود و سپیده در حالیکه که کنسرت را در خیالش سرپرستی می کند به آرامش ابدی میرسد.
نقد فیلم با استفاده از رویکرد "پوزیتیویستی" (1)
روش تحقيق اثبات گرائي در قرن نوزدهم و به تاثير از انديشه هاي آگوست کنت و بدنبال آن انديشه هاي اميل دورکيم در علوم اجتماعي شکل گرفت.
روش تحقيق تاثير گرفته از پارادايم اثبات گرائي تاثير گرفته از مطالعات علوم تجربي است ، لذا بدنبال مطالعات تجربي و آماري و همچنين مطالعات پيمايشي در حوزه ی علوم اجتماعی است.
در اين روش محقق بدنبال مطالعات عيني قابل اندازه گيري است. مطالعاتي که امکان اندازه گيری رفتار اجتماعي را فراهم کند.(عاملی، جزوه ی کلاس، 1385)
در واقع ضعف اصلی این رویکرد در این است که تنها به جمع آوری صرف داده ها بسنده می کند و با استفاده از رویکردی ساختار گرایانه، صرفاً بدون درگیر کردن خود در عمق مسائل جامعه، قصد دارد از طریق داده های به دست آورده، آنچه در سطح است را با تعمیم به آنچه در عمق جامعه وجود دارد بررسی و تحلیل نماید و دقیقاً در همین نقطه، دچار مشکل می شود. به هر حال چنانچه ما بخواهیم از این روش برای تحلیل فیلم "میم مثل مادر" استفاده نماییم، می توانیم از روش های آماری کمک بگیریم.به طور مثال با این فرضیه که فیلم "میم مثل مادر" ملودرامی فمنیستی و در دفاع از زنان جامعه ی ایران است، در یک روش مشاهده ی میدانی و به طور مثال با مراجعه به چند سینما در یک برهه ی زمانی مشخص، می توانیم تعداد زن های تماشاگر را نسبت به مردهای تماشاگر اندازه گیری نموده و سپس به رد یا اثبات فرضیه مان نایل شویم و آن را به کل جامعه و مطلق بودن این فرضیه در مورد فیلم تعمیم دهیم.
در این جا ما با یک روش کاملاً پیمایشی و سطحی به نتیجه ای عمقی تر رسیده ایم و فرد را که عامل اصلی در فهم فیلم است فراموش نموده ایم، که در واقع ضعف این روش را در بررسی متن رسانه ای نشان می دهد.
نقد فیلم با استفاده از رویکرد "تفسیری" (2)
روش تحقيق تفسيري بر خلاف مطالعات پوزيتويستي که امر ظاهري و قابل مشاهده را مورد توجه قرار مي دهد،توجه اصلي را بر امور باطني ، پنهان و در واقع انگيزه ها و امور شناختي که ”عامل و انگيزه اصلي“ رفتار اجتماعي است ، توجه مي کنند. روش تفسير با وبر آغاز شد و همچنين بر خواسته از نگاه هرمنوتيک بود. روش هرمنوتيک در قرن نوزدهم پايه گذاري شد که تاکيد بر فهم متن که مي توانست مربوط به گفتگو – نوشته – يا يک تصوير باشد.
با این اوصاف، چنانچه بخواهیم از این رویکرد برای تحلیل فیلم "میم مثل مادر" استفاده نماییم می توانیم از روش های متفاوتی استفاده نماییم.به طور مثال با استفاده از رمزها و نماد هایی که در فیلم وجود دارند سعی کنیم به معنای عمیق تری در درون فیلم پی ببریم.در واقع ما نمادها و نشانه های فیلم را واسطه هایی بین مخاطب و کارگردان قرار می دهیم. به طور مثال اینکه این نوشته یک تفسیری از این فیلم است که البته در برخی نقاط می توان با نقد انتقادی که سومین رویکرد مورد نظر ما در این مقاله است هم پوشی دارد،بعنوان مثال میتوان برای شناخت فیلم "میم مثل مادر"به نمادهایی نظیر مجسمه صدام،مجسمه میدان فردوسی(مرد)،عکس(پوستر)بزرگ مرد بروی دیوار منزل،آیه فبای آلاء ربکما تکذبان،کبوتر های آزاد در میان دیوارها،صعود هواپیمایی که سهیل را با خود بالا می برد،رنگ آبی در اتاق بیمارستان،راهروهای گرد و پیچیده ،بادبادکهای رها،دو فرشته عروسکی، و پایین کشیدن و نابودی آن و نمادی از مردان،موسیقی و ساز به عنوان مرهم،عشق مادرانه،فرار از واقعیت مردانه که در دو مرد این فیلم قابل مشاهده است،تضاد عقل و احساس و ... اشاره کرد. از مشاهده این عناصر می توان پی به جامعه سخت و پر فشاری برد که رحم و انسانیت در افرادش وجود ندارد همچنین نوعی تشویش و سردرگمی و فشار را به مخاطب القا می کند.مردی که بدلیل خودخواهی و انحصارطلبی با پاک کردن پیغامی مهم مانع از پیشرفت همسرش می شود و زنی که به خاطر نگه داشتن فرزندش و لذت مادر شدن متحمل تهدیدهای سخت مردانه می شود و زنی که برای حفظ ماندن از نگاههای شهوت آلود و هرز مردان خود را تا حد امکان می پوشاند، مردی که قادر به درک احساسات و عواطف مادانه نیست و تنها ساز خود را می زند،و مردی که در مقابل مبلغی حاضر به گرفتن عفت و پاکدامنی یک زن است.
نقد فیلم با استفاده از رویکرد "انتقادی" (3)
مطالعات انتقادي در زمينه هاي زيادي با مطالعات تفسيري همراه است.ريشه مطالعات انتقادي مربوط به انديشه هاي انتقادي مارکس به طبقه اجتماعي در نظام سرمايه داري مي باشد. انتقاد گراها - همچون مطالعات تفسيري – مطالعات پوزيتويستي را در فهم جايگاه فرد و موقعيت اجتماعي فرد در جامعه ناکارآمد مي دانند. علاوه بر توجه به معنا – انتقادگراها بر عامل اقتصاد اجتماعي و ابعاد سياسي در فهم واقعيت هاي اجتماعي تاکيد دارند.
از نظر انتقاد گراها – هدف اصل پژوهش فهم ”ساختارهاي قدرت“ و رابطه آن با جامعه است و رسانه ها –مهمترين منبع کنترل اجتماعي هستند.انتقادگراها – بر خلاف تفسيرگراها معتقدند حتي معاني ابراز شده و فهم شده معاني است که به غلط ابراز مي شود و اين محصول ”بازنمائي غلطي“ است که مي تواند منبع آن رسانه ها باشد.
در واقع فرد براي عضويت در ”حس مشترک“ يا همراه با ”وجدان جمعي“ بيان شده – ابراز از خواسته هاي خود مي کند که لزوما ”خواسته واقعي“ او نيست. (عاملی، جزوه کلاس، 1385)
اگر با استفاده از این رویکرد در پی تحلیل این فیلم باشیم می توان گفت یکی از ساختارهای قدرت که در این فیلم به نمایش گذاشته می شود،مرد است و همین تمایز از طریق بررسی مخاطب در ارتباط با رسانه کاملا مشهود است،بعنوان مثال تبعیض مرد و زن در زمینه قدرت، ممکن است موجب تنفر و دلزدگی مخاطب شود و درحالت افراطی منجر به آگاهی غلط شود .در این فیلم می توان ریشه هایی از باورهای فمینیستی یافت اما این باور با به نمایش گذاشتن کارفرمای با احساس و خانواده دوست س÷یده تعدیل می یابد اما باز کمیت این نوع مردان در فیلم بسیار کمتر از مردانی نظیر سهیل،مرد همسایه و دارو فروش ناصر خسرو است.در مجموع نابرابری میان دو جنس در جامعه ایرانی به چشم می خورد اگر چه به طرز زیبایی به قابلیت های زنان نیز اشاره کرده است.علاوه بر اینها رشد سریع اقتصادی و سیاسی سهیل ممکن است آگاهی غلطی را نسبت به مشاغلی از این قبیل در صورت تعمیم ایجاد کند.
نقد فیلم با استفاده از رویکرد "پسامدرن" (4)
اين روش تحقيق درعلوم انساني ريشه در فلسفه اگزيستانسیاليسم دارد که توسط هايدگر – نيچه – سارتر و ويتکنشتاين مطرح شده است. اين نگاه وراي نگاه پوزيتويستي ، مطالعات تفسيري و يا حتي مطالعات انتقادي است.
در واقع انديشه پست مدرن با تعميم دانش مخالف است و معتقد است اساسا تعميم دادن فهم امکان پذير نيست.بلکه تاکيد مي کنند که دانش در يک روند تاريخي شکل مي گيردپسا مدرن ها به دانش فشرده – مختصر و مطلق موافق نيستند.اساسا معتقدند دانش صرفا از يک قدرت تفسير برخوردار است و نمي تواند به همه جزئيات دست پيدا کند. بنا براين همه تفسيرها مي تواند بطور نسبي معتبر باشد.
در حوزه علم هيچ تفسير علم از سلطه برخوردار نيست و برتر و پائين تر بودن تفسير علم را رد مي کنند. (عاملی، جزوه کلاس، 1385)
نقد این فیلم در این حوزه با ایده "مرگ مولف"هم خوانی دارد و ممکن است ایده ها و باورها و فهم افراد نسبت به فیلم به قدری متفاوت باشد که هیچ نقطه اشتراکی بین آن نباشد در این رویکرد بدون در نظر گرفتن اینکه کارگردان و نویسنده اش که بوده و چه می خواسته بگوید دست به تحلیل می زنیم ،که یکی از نقدهای این رویکرد نیز تبدیل شدن به پارادایم و روش تحقیق است که با اصول اصلی اش که مبنی بر بی چهارچوبی است در تضاد است.
منبع
عاملی ، س ر.1385 ، جزوه های کلاسی درس فلسفه رسانه های جمعی .
[1][1] Positivism
[2][2] Interpretive method
[3][3] Critical Method
[4][4] Post Modern Method
معرفت شناسی و نظریه ی شناخت در فیلم " شب های روشن":

مقدمه
معرفت شناسی علم فهم "دانش" است و به این سوالات می پردازد که ما " چه میدانیم " و "چطور می دانیم" ، این بحث که شعبه ای از فلسفه را شامل می شود به "منابع شکل گیری ، طبیعت و اعتبار دانش" می پردازد،در واقع نظريه شناخت به چگونگي شکل گيري انواع شناخت توجه مي کند و به ما مي آموزد که چگونه به صورت انتقادی با انواع روش هاي شناخت و حوزه هاي دانش مواجه شويم. همچنين به ما مي آموزد که نقش و جايگاه شناخت در جامعه جهاني چيست. (عاملي،1385)در این تحلیل ابتدا کلیتی از فیلم ارائه می شود و در ادامه به عناصری نظیر منابع شناخت فیلم ،شناخت مخاطب و رمزگشایی های متفاوت و درک گزینشی مخاطب از آنها، مقایسه عناصر موجود در فیلم با واقعیات اجتماعی ، پذیرش و عدم پذیرش آنها ،در نظر گرفتن امور واقعی و توهمی فیلم و در انتها نتیجه گیری از بحث ارائه شده است .
فیلم مورد نظر برای این بررسی فیلم "شبهای روشن" است ،فیلمی که با الهامات بسیاری از کتاب "شبهای سپید" نوشته "داستا یوفسکی" داستانسرای بزرگ روس و به کارگردانی "فرزاد موتمن"ساخته شده است.
فیلم با موزیکی ملایم در حالیکه مرد جوانی با سر و وضعی موقر با سرعت مشغول گذر از خیابان است ،آغاز می شود.در ادامه صدای او را در حالی می شنویم که شعر معروف و عاشقانه "فرخی سیستانی"را با لحنی خشک و عاری از شور و احساس می خواند و در اینجا شاهد حضور او به عنوان استاد ادبیات در کلاسی نا آرام هستیم.
منابع شناخت فیلم و مخاطب :
در فیلم شبهای روشن شاهد تضادهای روحی بازیگر اصلی فیلم یعنی "استاد جوان"هستیم،
استاد ادبیاتی که هیچ سوز و شوری حتی در خواندن شعرش موجود نیست،مساله ای که توسط یکی از شاگردانش نیز به او گوشزد می شود که این سبک چه سبکی است و بر روی چه کسی اثر گذاشته است.استاد در پیله ای از تنهایی و انزوا زندگی میکند و زندگی اش تنها در "تفکرمحض " خلاصه شده است،این پیله منجر به فاصله گرفتن او از تمام دنیای اطرافش و حتی مادرش شده است.محور اصلی زندگی او غرق شدن در سیل عظیم کتابها و مطالعه است ،ارتباط او محدود است به حضور در جمع و پناه بردن به دنیای تنهایی،او ارتباط عمیقی با اشیاء برقرار میکند ،با آنها صحبت میکند و زبان آنها را نیز می فهمد.
زندگی استاد بر پایه ی "تفکر محض "بنا شده است تفکری که موجب قطع ارتباط او با دنیای ÷یرامونش و غرق شدن در فلسفه بافی و دور شدن از واقعیات است.او هیچکس را به دنیای درونش راه نمی دهد و با هر جرقه ای که ممکن است منجر به شکل گیری احساس شود به شدت مخالفت می ورزد ،در طول فیلم با "امور متضاد"فراوانی مواجه می شویم که در وجود استاد خودنمایی بیشتری میکنند.او با عشقی که به سمتش می آید مخالفت و یا به نوعی از ترس برخورد شدیدی می کند،اما خود ناخواسته قدم در راهی می گذارد که فرجامش در تضاد با تفکرات و مسائل بنیادین زندگی اش یعنی "عشق ورزی" است...
او به دختر جوانی که نیمه شب در خیابان مشغول پرسه زدن برای یافتن معشوقش است کمک می کند و به او پناه می دهد...در ادامه او اشتراکات بسیاری با دختر جوان پیدا می کند و ارزش های زندگی او توسط دختر جوان به نقد کشیده میشود،در حین این چهار شب دچار تحولات عمیقی می شود و با خود اصلی اش در تضاد قرار می گیرد.او تصمیم می گیرد از قفسی از کتابها که برای خود ساخته بیرون بیاید و با دنیایی از احساسات که کاملا در گذشته با آن غریبه بوده مواجه شود.استاد در این گفتگوها و بحث ها بخشی از گمشده های درونش را می یابد .او عقلانیت و فهم موجود در زندگی اش، که در کتابهایش متجلی است را به خاطر عشقش به دختر جوان از بین میبرد و وارد دنیایی از احساسات و عواطف میشود،جالب اینجاست که او در پایان از داشتن احساس چیزی عایدش نمی شود و به نوعی همین اصل "ضرر و فایده"با مضمون اصلی عشق در تضاد قرار میگیرد.دختر جوان در پایان چهارمین شب در پی یافتن معشوقش او را رها می کند و به سراغ زندگی اش میرود،استاد در پایان نیز تنهاست اما استاد و تنهایی انتهای فیلم او با ابتدای فیلم کاملا متفاوت است و حال استاد در دنیایی زندگی می کند و با مسائلی درگیر شده که در گذشته کاملا با آنها بیگانه بوده،این تغییرات حتی بدون حضور دختر و عشق ارزشمند و مفید است،در ابتدا و انتهای فیلم استاد یک شعر را می خواند اما خواندن شعر در ابتدا و انتهای آن بسیار متفاوت است و ناشی از تاثیر احساس و عاطفه در زندگی اش است.
اصلی ترین تغییر قابل ملاحظه در زندگی استاد تغییر او از موضع منفی گرایی و بدبینی ناشی
از تفکرات محض به واقع گرایی و پذیرش آن است.
پس بنابر این می توان گفت منابع شناخت در فیلم مورد نظر از تفکر به واقع گرایی ساده تبدیل شده است.
نمونه ای از نمادهای فیلم که بیانگرتضاد در فرجام زن و مرد درطول این فیلم است ،تابلوی عکسی است که نشان دهنده ی زنی شاداب، رنگی و با صورتی روشن و در ÷س زمینه مردی در تاریکی با صورتی گرفته و غمگین و از طرفی سیاه و سفید است،که تصویر زن ،درگیری در احساسات و شیرینی های زندگی و چهره ی مرد واقع گرایی را به نمایش می گذارد.،از دیگر نمادهای موجود در فیلم که تضاد را به خوبی نمایش می دهد صدای اوج گرفتن(جدا شدن )هواپیما از زمین و سقوط آن در هنگامیکه جواب رد از دختر جوان بابت ازدواج می شنود.یکی از مساول جالب فیلم پایان آن است که محدوده و موضع فیلم برای استاد کاملا مشخص نیست و هر فرجامی برای او قابل تشخیص است اینکه استاد در موضعش باقی می ماند و یا شروع دیگری دارد...
نتیجه گیری:

بعضی از عناصر فیلم قابل مقایسه با فرهنگ ایرانی نیست ، بعنوان مثال قدم زدن دختر جوان سالمی در نیمه های شب در خیابان و اطمینان او به حضور پیدا کردن در منزل استاد و اطمینان متقابل استاد بدبین به حضور دختر جوان در منزلش نوعی از توهم را به ذهن متبادر می کند و عنصر متضاد دیگری را نیز جلوه گر می شود و در عین حال اگر او دختر سالم و پاکی است چرا حاضر شده آن ساعت شب را برای ملاقات بپذیرد و چرا هیچ اطلاعی از احوالش به مادربزرگ پیرش که با او زندگی میکند نمی دهد.
در مجموع فیلم مورد نظر تاثیراحساسات در زندگی و کمک آنها به پیشرفت روحی
را به نمایش می گذارد و می توان گفت استاد انتهای فیلم بعد از حس و درک کامل عواطف و توجه به آنها در زندکی بسی پخته تر و کاملتر از استاد ابتدای فیلم است، این بحث ما را به یاد فلسفه ی اصلی حیات یعنی تجربه و زندگی برای رشد و تکامل روحی می اندازد و کامل کننده ی همین حکایت است.ویژگی های کاراکتر اصلی فیلم شباهت بسیاری به نویسنده اصلی متن یعنی داستایوفسکی دارد ،شخصیتی مدهوش کتاب و کتابخوانی با ظاهری آرام و باطنی مشوش و آکنده از احساسات آتشین،همچنین او همیشه تلاش کرد تا پرده از رازهای باطنی آدمی بردارد و تضادهای موجود در انسان را کشف کند.
منابع
دكتر سعيدرضا عاملي ، 1385، مباحث مطرح شده در كلاس فلسفه رسانه -
-داستایوفسکی،فئودور(1385)شبهای سپید ،ترجمه ی مرتضی مقدم،نشر جامی
اس.ام.اس ها

در این من ابتدا تلاش کرده ام تاریخچه مختصری از شکل گیری اس.ام.اس در جهان و سپس در ایران ارائه کنم ، همچنین به محتوا و کارکرد های اس.ام.اس و زبان خاص آن نیز پرداخته ام. در ادامه نقدی از وجود و گسترش اس.ام.اس ، تاثیرات و تحولات ناشی از آن نیز ارائه شده است.
انتقال پيام شخصي و خصوصي به طريق نوشتاري يا همان اس.ام.اس (پيام کوتاه) اولين بار در سال ۱۹۹۰ در اروپا متولد شد و در سال ۱۹۹۸ با تکميل فنآوريهاي جانبي، به بلوغ ومحبوبيت عمومي رسيد.
تاسيسات فني اس.ام.اس در ايران با تاخير فراوان، در اواخر سال ۱۳۸۱ شمسي (اوايل سال ۲۰۰۳ ميلادي) در شرکت مخابرات راهاندازي شد و از آن پس با شتابي فزاينده رشد و گسترش پيدا کرد. به حدي که به عنوان مثال تنها ظرف ۶ روز٬ از ۲۹ اسفند ۱۳۸۴ تا ۶ فروردين ۱۳۸۵، ۱۷۵ ميليون اس ام اس به قيمت تقريبي دو ميليارد تومان، به نواحي مختلف کشور ارسال شد. از اين ميان تنها سهم روز اول سال ۸۵ بيش از ۳۰ ميليون پيام کوتاه بوده است.
فزوني شمارگان اس.ام.اسهاي ارسالي به خوبي بيانگر ميزان محبوبيت اين وسيله ارتباطي در ايران است، اما پيش از آنکه به علل محبوبيت آن بپردازيم لازم است از بحث آمار و ارقام کمي فاصله گرفته و تا حد مقدور به محتواي اس ام اس هاي رد و بدل شده در ايران توجه کنيم
یکی از صنایع رسانه ای جدید که در سالهای اخیر توجه بسیاری را به خود اختصاص داده،اس.ام.اس است. اس.ام.اس ها محتواهای گوناگونی از قبیل:1-محتواهای طنز و شوخی (جوک)2-سیاسی3-اجتماعی4-سیاسی اجتماعی 5-اطلاعرسانی6-تبلیغاتی7-رمانتیک8-خرافی9-مذهبی10-ورزشی11-اخلاقی دارند.
-طنز و شوخی: يکي زنگ ميزنه هواشناسي ميگه: آقا خيلي ممنون، ديروز هوا خيلي خوب بود.
-سیاسی :خبرنگار خارجي ميآد تهران، ميره مسجد ميبينه همه صف ايستادن برا غذا.ميگه مگه اينجا نماز نميخونن؟ ميگن نماز ميخواي برو دانشگاه تهران. ميگه پس دانشجوها کجان؟ ميگن اگه منظورت روشنفکرا و دانشمنداس برو زندان اوين. ميگه مگه دزدا رو نميبرن زندان؟ ميگن زکي!
-اجتماعی: بسيجي موبايلشو ميزاره رو پيغام گير، ميگه: لطفا پس از شنيدن دعاي کميل پيغام خود را بگذاريد
-سیاسی-اجتماعی: هموطن، در باغ شهادت هنوز باز است! هواپيمايي جمهوري اسلامي
-اطلاعرسانی: کوي داغونه! ۱۵۰ نفر زخمي شدن، حراست رو آتيش زدن، پرديس آشوبه...
-تبلیغی: صبح خود را با شير ...آغاز کنيد
-عشقی: اگر ميتوانستم مجازاتت کنم از تو ميخواستم به اندازهاي که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشي
-خرافی: اگر دعاي حضرت يونس را به ۱۰ نفر ارسال کني سود کلاني خواهي يافت. اگر اينکار را نکني تا ۳ روز ديگر حتما اتفاق بدي براي تو يا يکي از افراد خانواده تو پيش ميآيد
-مذهبی: الو، سلام. منزل خداست؟ /اين منم مزاحمي که آشناست/ هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي/هنوز پشت خط در انتظار يک صداست/شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است/به ما که ميرسد چرا حساب بندههايتان جداست؟
-ورزشی: از برانکو ميپرسند تاکتيکتون توي تيم ملي چي بود که اينقدر خوب درخشيديد؟ برانکو ميگه تاکتيکمون؟؟؟حميييييييييد
-اخلاقی: کساني که تو را دوست دارند دوست بدار. کساني که تو را دوست ندارند دوست بدار. بالاتر از همه، خودت باش. خوشبخت باش و هرگز و هرگز ريسمان اميد را رها مکن
همچنین زبانهای بکار گرفته شده در اس.ام.اس ها قابل تقسیم به سه بخش 1-فارسی2-انگلیسی و 3-فنگلیسی(پینگلیش)است که استفاده از مورد سوم عمومیت بیشتری دارد و تلفیقی از حروف انگیسی با گفتار و کلمات فارسی است.این روش پیش از این در برخی دیکشنری های دوزبانه برای آموزش زبانهای بیگانه به انگلیسی زبانان یا آلمانی زبانان بکار گرفته شده است.البته با گذشت و با ظهور موبایل هایی که با زبان فارسی سازگار بودند ،این مشکل نیز رفع شد و در حال حاضر بسیاری از اس.ام.اس ها به زبان فارسی نگاشته میشوند.
مدتی است که امکان ارسال ام.ام.اس (اس.ام.اس های تصویری)نیز فراهم شده است و شاید بتوان آنرا نسل دیگر اس.ام.اس ها نامید.
یکی از مسائل بسیار مهم در این حوزه شناخت این پدیده و تاثیر آن بر محیط پیرامونی ماست،اس.ام.اس تاحد زیادی بر ارتباطات ایرانیان اثر گذاشته و شکل و قالب خاصی به آن بخشیده و در عین حال با همه گیر تر شدن استفاده از آن این تاثیر مشهودتر خواهد شد.اس.ام.اس به دلیل صرف متن بودن و فقدان لحن و تن تا حد زیادی ابهام،گنگی ،سوء برداشت و سوء تفاهمات را افزوده و گاهی شخص مجبور است برای بیان منظورش مدت زمان زیادی را صرف رد و بدل کردن اس.ام.اس ها کند و در پایان هم امیدی نیست که حتی منظورش بطور کامل منتقل شده باشد ،در چنین شرایطی ویژگی کم هزینه بودن نیز کمرنگ تر خواهد شد.
محدودیت بکارگیری حروف (160کاراکتر)ویژگی دیگری است که صراحت و مستقیم سر اصل مطلب رفتن ،رک گویی و عدم پرداختن به حواشی را به طور چشمگیری افزایش می دهد که این نوع ارتباط در فرهنگ ما ایرانیان چندان پذیرفتنی نیست و با ویژگی عدم صراحت،در پرده گویی و جمع گرایی در تضاد است.همچنین یکی دیگر از دلایل استفاده از اس.ام.اس سرعت آن و جلوگیری از اتلاف وقت است که عملا کمتر شاهد آن هستیم و در بسیاری مواقع افراد مجبورند زمان بسیاری را صرف فشردن دکمه ها کنند که زمان صرف شده در آن بسیار بیشتر و هزینه آن نیز بیشتر از یک گفتگوی صریح و مستقیم خواهد شد که البته این انتقال به شرایطی نظیر رسیدن اس.ام.اس شما در وقت معین دارد،اما مزیت قابل ذکر آن زمانی است که مجبور به انتقال پیام به شخصی هستیم که در دسترس نیست.
یکی دیگر از تاثیرات اس.ام.اس در جریان ارتباطات این است که از این طریق نیاز افراد به اطلاعات یکدیگر برآورده می شود ولی از طرفی ارتباطات را در حد ممکن به جزء محدود کرده است در چنین حالتی احوالپرسی و اطلاع از شرایط دیگران امکان پذیر نیست .
بر طبق آمار و ارقام ارائه شده توسط پژوهشگران مشهود است که به دلیل ویژگی های خاص اس.ام.اس (محدودیت حروف) ونحوه استفاده کاربران آن با بکارگیری بعضی کلمات و حذف سایر جزئیات ادبیات را دستخوش تغییر و دستکاری قرار داده اند و غلط نویسی ها را در میان دانش آموزان افزایش داده اند، مساله دیگر در حوزه ادبیات زبان خاص اس.ام.اس هاست که جز در میط اینترنت و عرصه مجازی شاهد آن نیستیم.
می توان گفت اس.ام.اس ها تا حد زیادی در فرهنگ ،ارتباطات و ادبیات ما بعنوان یک رسانه جدید تاثیر داشته اند.حال اگر حضور و استفاده از اس.ام.اس ها تداوم یابد و همچنان دچار رک گویی ، پرهیز از جزئیات و نادیده گرفتن احوال اطرافیانمان و محدود کردن ارتباطات حضوری و رودر رویمان (یا حد اقل شنیدن صدای طرف مقابلمان )به متنی فاقد احساس باشیم و نیازهای سطحی و روزمره مان نیزبرآورده شود ، ارتباطات ما به کدام نقطه خواهد رسید و چه بر سر انسانیت ،نیاز به همنوع و احساسات ما خواهد آمد.
همانطور که می دانیم گسترش روند رو به افزایش نسل جدید اس.ام.اس ها (ام.ام.اس)امکان انتقال هر کلیپ ،صدا و تصویری در هر فاصله زمانی فراهم شده است که این امکان نیز برای کاربرانی میسر است که دارای گوشی های موبایلی با امکانات خاصی باشند و قائدتا به سطح خاصی نیز محدود خواهد شد،اما از آن گذشته کارکرد تصویری آن شرایط بهتر و مطلوب تری را چه از لحاظ ارتباطاتی و چه از لحاظ تبلیغاتی میسر خواهد کرد،در چنین شرایطی که شما قادر به مشاهده طرف مقابلتان باشید، به نوعی صدایش را بشنوید و به سوال شما نیز پاسخ داده شود، آیا باز هم حاضرید برای دیدن او و صحبت و درد دل کردن با او ساعات بسیاری را در ترافیک سپری کنید؟!علاوه بر مطالب ذکر شده با این اوصاف به کارکرد تفریحی و سرگرمی آن در مقایسه با اس.ام.اس افزوده می شود و کارکرد اطلاعرسانی نیز دچار تغییری می شود که قابل اندازه گیری برای نشان دادن افزایش یا کاهش نیست . مساله دیگر اینکه هزینه ها چه به واسطه داشتن گوشی هایی با امکانات خاص و چه به لحاظ انتقال محتوا افزایش می یابد ، همچنین به دلیل ویژگی ماهواره ای بودن حریم خصوصی افراد بیش از پیش دستخوش تجاوز قرارخواهد گرفت.
در چنین شرایطی روابط افراد روز به روز سردتر و کمرنگ تر می شود و شاهد از دست رفتن با ارزش های بسیاری خواهیم بود.
_همشهری آنلاین
_وبلاگ دژپل ژورنالیزم نوشته رضا شوقی(تحلیل جامعه شناختی پدیده اس.ام.اس ایرانی)
فکر می کنم و البته یقین دارم که این کلاس(فلسفه رسانه های جمعی) هم مانند سایر دروس ارائه شده توسط جناب آقای دکتر عاملی (جهانی شدن و مطالعات فضای مجازی)بسیار عالی و پربار پیش خواهد رفت،
احساس خیلی خوبی نسبت به این کلاس دارم فقط تا حدی نگران کمبود وقت و ارائه مطالب در وقت تعیین
شده هستم که آن هم با برنامه ریزی منسجم و دقیق قابل حل است.
این وبلاگ برای ارائه مقالات و مطالب نوشته شده " سعیده حاجی نژاد " دانشجوی مقطع کارشناسی رشته علوم ارتباطات اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برای درس فلسفه رسانه های جمعی که توسط آقای دکتر" سعیدرضا عاملی " ارائه می شود، تهیه و تدوین شده است.امید است مطالب وبلاگ درخور کلاس مربوطه باشد.